جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ٦٣٠
چهارم سالبه جزئيّه صغرى با موجبه كليّه كبرى نتيجه سالبه جزئيّه مىباشد چنانكه گويى: بعض «ج» «ب» نيست و همه «ا» «ب» است، پس بعض «ج» «ا» نيست پس نتيجه شكل ثانى نيست الّا سالبه امّا جزئيّه و امّا كليّه.
و شرط شكل ثالث آن است كه صغراى وى موجبه باشد و يكى از مقدّمتين وى كليّه و ضروب منتج وى شش است، سه منتج ايجاب جزئى است و سه منتج سلب جزئى است.
امّا آن سه كه منتج ايجاب جزئى است:
اوّل موجبتين كلّيتين چنانكه گويى همه «ب» «ج» و همه «ب» «ا» است.
دوّم صغرى موجبه جزئيه و كبرى موجبه كليّه چنانكه گويى بعض «ب» «ج» است و همه «ب» «ا» است.
سيّم صغرى موجبه كليّه و كبرى موجبه جزئيه چنانكه گويى همه «ب» «ج» است و بعض «ب» «ا» است نتيجه اين هر سه ضرب، اين است كه بعض «ج» «ا» است.
و آن سه كه منتج سلب جزئى است:
اوّل موجبه كليّه صغرى و سالبه كليّه كبرى چنانكه گويى همه «ب» «ج» است و هيچ از «ب» «ا» نيست.
دوّم موجبه جزئيّه صغرى و سالبه كليّه كبرى چنانكه گويى بعض «ب» «ج» است و هيچ از «ب» «ا» نيست.
سيّم موجبه كليّه صغرى و سالبه جزئيّه كبرى چنانكه گويى همه «ب» «ج» است و بعض «ب» «ا» نيست نتيجه اين هر سه ضرب اين است كه بعض «ج» «ا» نيست، و شكل رابع چون بعيد است از
جامع المقدمات (جامعه