جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ٦٢٨
باب تحصيل تصديقات، قياس است، و آن عبارت است از:
قول مؤلّف از قضايا كه لازم آيد از وى لذاته قول ديگر، چنانكه گويى «عالم متغيّر است، و هر متغيّرى حادث است، پس عالم حادث است». و قياس بر دو قسم است:
اوّل اقترانى كه در وى نتيجه يا نقيض نتيجه بالفعل مذكور نباشد چنانكه مذكور شد.
دوّم استثنائى كه در وى نتيجه يا نقيض نتيجه بالفعل مذكور باشد چنانكه گويى اگر اين شخص آدمى باشد حيوان باشد لكن آدمى است پس حيوان است لكن حيوان نيست پس آدمى نيست.
فصل: [اقسام قياس اقترانى]
قياس اقترانى يا حملى باشد، يعنى مركّب از حمليّات صرف باشد، و يا غير حملى باشد، و قسم اوّل ظاهرتر است.
پس بر وى اقتصار كنيم و آن چهار نوع است، زيراكه نسبت ميان موضوع و محمول چون مجهول باشد، احتياج باشد به متوسّطى كه او را با هر دو طرف نسبت بود، تا بواسطه وى نسبت ميان موضوع و محمول معلوم شود، و آن را حدّ وسط خوانند چنانكه موضوع مطلوب را اصغر خوانند و محمول وى را اكبر خوانند، و حدّ وسط اگر محمول شود اصغر را و موضوع شود اكبر را آن را شكل اوّل خوانند، و اگر عكس اين باشد آن را شكل رابع خوانند، و اگر محمول شود هر دو را شكل ثانى خوانند، و اگر موضوع شود هر دو را، شكل ثالث خوانند[١].
(*)
أوسط اگر حمل يافت در بر صغرى و باز
حمل به هر دو دوّم وضع بهر دو سيّم
وضع به كبرى گرفت شكل نخستين شمار
رابع اشكال را عكس نخستين شمار