جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ٦٢٤
خوانند، چون «زيد نويسنده است و زيد نويسنده نيست» و اگر كلّى باشد پس اگر بيان كمّيّت افراد نكرده باشد آن قضيّه را مهمله خوانند، چون «انسان نويسنده است و انسان نويسنده نيست» و اگر بيان كمّيّت افراد كرده باشد «آن قضيّه را محصوره خوانند، و اين بر چهار قسم بود:
موجبه كليّه و سالبه كليّه و موجبه جزئيه و سالبه جزئيه.
فصل: [عدم اعتبار قضاياى شخصيّه]
قضاياى شخصيّه در علوم معتبر نيست، و قضيّه مهمله در قوّه جزئيه است، پس قضاياى معتبره در علوم، محصورات اربعه است.
فصل: [نقش حرف سلب، در قضيه حمليّه]
حرف سلب، چون در قضيه حمليّه، جزء محمول شود، آن را قضيّه معدولة المحمول خوانند، و اگر جزء موضوع شود آن را معدولة الموضوع گويند، و اگر جزء هر دو شود، معدولة الطرفين خوانند، و اگر جزء نشود، آن را محصّله خوانند.
فصل: [قضيّه ضروريّه]
نسبت محمول با موضوع خواه به ايجاب و خواه به سلب شايد كه ضرورى باشد يعنى «مستحيل الانفكاك» باشد آن را قضيّه ضروريّه خوانند، چون «كلّ انسان حيوان بالضرورة و لا شىء من الانسان بحجر بالضرورة» و شايد كه بسلب ضرورت باشد از هر دو طرف آن را ممكنه خاصّه گويند، چون «كلّ انسان كاتب بالامكان الخاصّ و لا شىء من الانسان بكاتب بالامكان الخاصّ». موجبه و سالبه را معنى يكى است
جامع المقدمات (جامعه