جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ٢٩١
نوشته مىشود به حكم وقف.
فليدع ناديه:
در اصل يدعو بود، چون لام امر غايب بر سرش لاحق شد از آخرش به عوض حركت، حرف انداخت ليدع شد. و چون فاء عاطفه بر سر لام امر داخل شد حركت لام بدرج افتاد فليدع شد. ناديه، النادى المجلس و ضمير غايب راجع است به ابى جهل لعين، يعنى اگر باز نايستد ابو جهل از كردار خود هرآينه فرامىگيرم موى پيشانى او را و مىكشيم او را بسوى جهنم مثل موى پيشانى دروغگوينده و خطا كننده.
لا تقف:
در قرآن مجيد در سوره بنى اسرائيل: وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ[١]، مفرد مذكر مخاطب است از فعل نهى، در اصل تقفو بود مثل تدعو، لاء ناهيه بر سرش داخل شد و آخرش را مجزوم كرد. واو حرف عله به عوض حركت از آخرش افتاد و لا تقف شد مثل لا تدع كه در اصل تدعو بود، يعنى تابع مشو به آنچه نيست تو را به آن علم، يقال قفوته اى تبعته.
و السّلام على من اتبع الهدى
[١] سورة الإسراء: ٣٦.
جامع المقدمات (جامعه