جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ١٢٢
زائده منقلب شد به همزه، قائل شد.
اسم مفعول مقول مقولان مقولون مقولة مقولتان مقولات و مقائل اصل مقول مقوول بود ضمّه بر واو ثقيل بود به ماقبل دادند يك واو به التقاى ساكنين بيفتاد نزد بعضى واو اصلى بيفتاد مقول شد بر وزن مفول و نزد بعضى واو زايد افتاد مقول شد بر وزن مفعل.
اجوف يايى[١] از باب فعل يفعل «البيع: خريدن و فروختن».
ماضى معلوم: باع باعا باعوا باعت باعتا بعن تا آخر. اصل باع بيع بود، ياء حرف علّه متحرك ماقبل مفتوح قلب به الف كردند باع شد، و همچنين است حال تا بعن. و در بعن تا آخر، الف به التقاى ساكنين بيفتاد فتحه باء را بدل كردند به كسره تا دلالت كند بر اينكه عين الفعل كه افتاده است ياء بوده است نه واو. مستقبل معلوم: يبيع يبيعان يبيعون تا آخر اصل يبيع يبيع بود كسره بر ياء ثقيل بود به ماقبل دادند يبيع شد و در يبعن و تبعن ياء به التقاى ساكنين بيفتاد. و در امر حاضر گويى: بع بيعا بيعوا تا آخر بر آن قياس است كه در قل گفته شد. نون تأكيد ثقيله بيعنّ بيعانّ بيعنّ بيعنّ بيعانّ بعنانّ نون تأكيد خفيفه بيعن بيعن بيعن. امر غائب: ليبع ليبيعا ليبيعوا لتبع لتبيعا ليبعن لابع لنبع.
نون تأكيد ثقيله ليبيعنّ ليبيعانّ ليبيعنّ تا آخر. نون تأكيد خفيفه ليبيعن ليبيعن ليبيعن. نهى: لا يبع لا يبيعا لا يبيعوا تا آخر نون تأكيد ثقيله لا يبيعنّ تا آخر. ماضى مجهول: بيع بيعا بيعوا بيعت بيعتا بعن تا آخر.
[١] سيض ياء اشاره است به اجوف يايى از دو باب آمده است اوّل از باب علم يعلم مثل هاب يهاب و دوّم از باب ضرب يضرب مثل باع يبيع.
جامع المقدمات (جامعه