جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ١١٢
الفعل و لام الفعل را به فتحه كنند چون نصر نصرا نصروا تا آخر و ضرب ضربا ضربوا تا آخر و علم علما علموا تا آخر و حسب حسبا حسبوا تا آخر و منع منعا منعوا تا آخر و شرف شرفا شرفوا تا آخر.
و چون فعل را از براى مفعول بنا كنند در ماضى ثلاثى مجرّد فتحه فاء الفعل را بدل به ضمّه كنند و عين الفعل را كسره دهند چون نصر[١] نصرا نصروا تا آخر.
و بر اين قياس بود باقى ابواب پنجگانه چون ضرب ضربا ضربوا تا آخر و علم علما علموا تا آخر و منع منعا منعوا تا آخر و حسب حسبا حسبوا تا آخر و شرف شرفا شرفوا تا آخر.
و در باب افعال، همزه را مضموم كنند و عين الفعل را مكسور چون اكرم اكرما اكرموا تا آخر و در باب تفعيل فاء الفعل را مضموم كنند و عين الفعل را مكسور چون صرّف صرّفا صرّفوا تا آخر و در باب مفاعله فاء الفعل را مضموم كنند و عين الفعل را مكسور، لكن چون فاء مضموم شود الف منقلب گردد به واو، چون ضورب ضوربا ضوربوا تا آخر و در باب تفعّل و تفاعل تاء و فاء مضموم شوند و عين مكسور چون تعهّد تعهّدا تعهّدوا تا آخر و در باب تفاعل الف منقلب گردد به واو چون تعوهد تعوهدا تعوهدوا تا آخر و در باب افتعال همزه و تاء مضموم شوند و عين الفعل مكسور چون اكتسب اكتسبا اكتسبوا تا آخر و در باب انفعال همزه و فاء مضموم شوند و عين مكسور چون انصرف انصرفا انصرفوا تا آخر و در باب افعلال همزه و عين مضموم شوند و لام اوّل
[١] نصر در اصل نصر بود معلوم بود ما خواستيم مجهولش بنا كنيم اوّلش را ضمّه و ماقبل آخرش را كسره داديم نصر شد يعنى يارى كرده شد يكمرد غايب در زمان گذشته.
جامع المقدمات (جامعه