اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
علمی ( نه فلسفی ) نظریه تطور را که اختصاص به موجودات زنده دارد بیان
کرد و بعد عدهای از طرفداران فلسفه مادی از قبیل هکسلی [١] و بخنر آن
را سند مادیت و فلسفه مادی قرار دادند . در صفحه ١٦ همان کتاب میگوید :
" عجبتر این است با آنکه دارون واضع اساسی این مذهب است جمیع
نتایجی که میبایست بگیرد نگرفته است " .
در مقاله اول شرح بخنر ( ترجمه عربی ) این جمله را از خود داروین نقل
میکند :
" مطابق آنچه تاکنون بر من کشف شده تمام موجودات زندهای که در روی
زمین پیدا شده همه از یک اصل منشعب شدهاند و اولین موجود زندهای که در
روی زمین پدید آمده است خالق ، روح حیات را در او دمیده است " .
در نیمه دوم قرن نوزدهم علاوه بر جریان داروینیسم که بازار فلسفه مادی
را رونق داد ، جریان خاص دیگری نیز پیدا شد که شکل و قیافه دیگری به
مادیت داد و مکتب جدیدی به وجود آورد به نام " ماتریالیسم دیالکتیک
" .
به وجود آورنده این مکتب دو شخصیت معروف هستند به نام کارل مارکس [٢] ١٨١٨ - ١٨٨٣ ) و فردریک انگلس [٣] ( ١٨٢٠ - ١٨٩٥ ) که بیش از هر
چیز دارای افکار انقلابی و احساسات تند اجتماعی بودند .
از مشخصات این مکتب یکی این است که از منطق مخصوص " دیالکتیک "
پیروی میکند .
کارل مارکس که پایهگذار اصلی ماتریالیسم دیالکتیک به شمار میرود ،
برای مدت کوتاهی شاگرد هگل [٤] فیلسوف بزرگ آلمان بوده و منطق
دیالکتیک را از او آموخته است .
. [١] Haksli . [٢] Karl Marks . [٣] Engels . [٤] Hegel