اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
قائل بودهاند و حوادث طبیعت را با علل طبیعی توجیه میکردهاند مادی
بدانیم باید تمام الهیون از قبیل سقراط و افلاطون و ارسطو و فارابی و ابن
سینا و صدرالمتألهین و دکارت ، بلکه تمام پیغمبران و پیشوایان مذاهب را
مادی بدانیم .
و بعلاوه در کتب فلسفه ، آرائی از قدمای یونان در موضوعات ماوراء
الطبیعه نقل میشود که کشف میکند آنان رسما الهی بودهاند ، مثل عقیده
ثالیس و عقیده انکسیمانوس درباب علم باری .
و عجب این است که خود بخنر چیزهایی نقل میکند که برخلاف مدعای خودش
است ، مثلا درباره هرقلیطوس میگوید :
" نفس انسان به عقیده هرقلیطوس شعله آتشی است که از ازلیت الهی
برخاسته است " .
انباذقلس را با آنکه پدر اول " داروینیسم " میخواند و اعتراف میکند
که نظریه " تطور و تنازع بقا " را اولین بار او به خوبی بیان کرده ،
دربارهاش میگوید :
" وی معتقد به مفارقت نفس نیز هست و این جهت را منتسب میکند به
یک غایت معنوی که نفس رجوع میکند در آن غایت به سوی حالت اولی از
راحت و شوق و حب " .
فقط چیزی که ممکن است گفته شود این است که دانشمندان قبل از سقراط
غالبا در تحت تأثیر محیط ، یک نوع معتقدات شرکآمیزی در مورد آلهه و
ارباب انواع داشتهاند .
بخنر از هرقلیطوس نقل میکند که :
" اصل عالم آتش است که گاهی در حال اشتعال است و گاهی فرو مینشیند
و این یک بازی است که " ژوپیتر " [١] ( یکی از خدایان ) همواره با
خود میکند . "
البته تردیدی نیست که کلمات این دانشمندان خالی از رمز نیست و
نمیتوان به مقصود حقیقی حمل نمود .
[١] Jupiter