اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
دیگری میگوید اسفار جمع " سفر " به معنای کتاب است و اگر این دو نفر شخصا ورق اول اسفار را مطالعه کرده بودند میدانستند که اسفار نه جمع سفر است و نه سفرنامه است . آن معلم شفاهی که ادوارد برون میگوید که به گوبینو در ایران فلسفه ملاصدرا را تعلیم میکرده است ، علیالظاهر یک نفر یهودی بوده است به نام ملا لالهزار و با کمک و معاونت او بوده که رساله گفتار دکارت را به فارسی ترجمه کرده است . گوبینو در همان کتاب در ضمن شرح حال صدرالمتألهین ، از استاد وی فیلسوف عظیمالشأن میر محمد باقر داماد به عنوان یکنفر " دیالکتیسین " ( جدلی ) یاد میکند ، و پس از آنکه رفتن ملاصدرا را به درس میرداماد به اشاره شیخ بهائی نقل میکند ، به نتیجه تحصیلات ملاصدرا نزد میرداماد اینطور اشاره میکند : " و پس از چند سال به فصاحت و بلاغتی که در او سراغ داریم رسید " . غرض ما انتقاد از روش مستشرقین نیست ، زیرا این انتظار بیجایی است از ما که از افراد ملل بیگانه توقع داشته باشیم که آنها بیایند و مثلا فلسفه و علوم یا مذهب یا ادبیات یا تاریخ ما را توضیح دهند و به جهان معرفی کنند . در زبان عربی این مثل معروف است : " ما حک ظهری مثل ظفری " یعنی هیچ چیزی مانند سرانگشت خودم پشتم را خارش نمیدهد . اگر مردمی راستی علاقهمند باشند که خود را بشناسانند و تاریخ یا ادبیات یا مذهب یا فلسفه خود را به جهانیان معرفی کنند ، تنها راهش این است که این کار بوسیله خودشان انجام بگیرد . افراد ملل بیگانه اگر فرضا با کمال بیغرضی و علاقهمندی دست به این کار بزنند بالاخره در اثر عدم آشنایی کامل گرفتار اغلاط و اشتباهات بزرگی میشوند چنانکه صدها از این اشتباهات در مورد بیان تاریخ یا معرفی آداب و عادات ساده رسمی رخ داده است تا چه رسد به " فلسفه " که تخصص فنی لازم دارد و تنها دانستن زبان و مراجعه به کتب کافی نیست . برای کسانی که به عملیات خاورشناسان اعتقاد راسخ دارند ، به عنوان نمونه این قسمت را نقل میکنیم : همین کنت گوبینو سابقالذکر که در زمان ناصرالدین شاه در ایران اقامت داشته و زبان فارسی را خوب تکلم میکرده ، در کتابی که به نام سه سال در ایران به زبان فرانسه منتشر کرده و به فارسی ترجمه شده است ، آنجا که کیفیت احوالپرسی