اصول فلسفه و روش رئالیسم 1
 
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص

اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤

می‌باشد منتهی به کوهستانی است که قله‌های وی مانند دندانه‌های شانه صف‌ کشیده و منظره را مانند یک تابلو نقاشی که در کنار کودکی قرار گیرد در دامنه خود گسترده و قله‌های سربلند وی پشت سرهم صف کشیده و سرگرم تماشا می‌باشند .
در یک گوشه این چمن بساطی پهن شده و مردی که سیمای وی تقریبا چهل سال‌ را نشان می‌دهد با بچگانی چند که قرائن مهر و عطوفت شهادت می‌دهد که‌ فرزندان خودش می‌باشند نشسته و طبقی از سیب در برابر دارند .
در این حلقه که تشکیل یافته یکی سرگرم خوردن سیبی است که در دست دارد و یکی سیب خود را می‌بوید و یکی با اینکه سیبی در دست گرفته مانند بوته‌ گلی به کنار پدر یازیده و باز هم سیب می‌خواهد و یکی با اینکه محرومیتی‌ ندارد درصدد است خود را روی طبق انداخته و دیگران را محروم سازد ، کشمکش است .
این یک نظری است که " نظر اول " می‌نامیم .
دوباره به همین قطعه عکس برگشته و خواهید دید که یکپارچه مقوای سفیدی‌ است که لکه‌های سیاهی در سطحش قرار گرفته و با اشکال مختلفی برخی نسبتا بزرگ و برخی نسبتا کوچک و برخی نسبت به برخی دور یا نزدیک یعنی‌ فواصلشان نسبتا بزرگ یا کوچک می‌باشد و بس ، و این نظر دیگری است که‌ " نظر دوم " می‌نامیم .
اکنون اگر از شما بپرسند که آیا این منظره پهناور با همه خصوصیاتی که‌ توصیف شد ( و البته هرچه بیشتر تماشا کرده و تعمق نمایید معلومات‌ تازه‌تری دستگیرتان خواهد شد ) واقعا در دست شما بوده و در این سطح ١٢ در ٨ سانتیمتر گنجیده و در وی می‌باشد ، چه پاسخی خواهید داد ؟ البته خواهید گفت نه .
هیچگاه یک منظره پانزده کیلومتری با محتویات زیاد خود با همه طول و عرض و عمق و مسافتهای مختلف و خواص جسمی و روحی گوناگون که در وی‌ پیداست نمی‌تواند در یک صفحه ١٢ ضربدر ٨ بگنجد و هم نمی‌توان گفت .
بلکه این عکس ، منظره را " نشان می‌دهد " وگرنه روی صفحه مقوا بجز لکه‌های سیاه و سفید چندی که دوربین عکاسی تهیه کرده دیگر چیزی نیست .
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا .


&gt صدرالمتألهین معتقد شد که قوه خیال ، بلکه همه قوای باطنه ، از ماده‌ مجرد هستند و تجرد آنها را نیز از راه عدم تطبیق خواص آنها با خواص‌ عمومی ماده که در این مقاله شرح آن رفته است به اثبات رسانید .