اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
مکتب هگل تماس گرفت . در بیست و چهار سالگی در پاریس برای اولین بار با مارکس برخورد نمود و از آنجا مبارزه دسته جمعی آنها آغاز گردید . بعد از این جریان ، پیشرفت فلسفه مادی تابع پیشرفت مرام حزبی بود و هر اندازه که حزب کمونیست در دنیا نفوذ پیدا کرده فلسفه مادی جدید را که به عنوان " ماتریالیسم دیالکتیک " معروف است با خود برده است . به همین مناسبت در سالهای اخیر در کشور ما نیز کتب و رسالات و مقالات زیادی تحت عنوان " ماتریالیسم دیالکتیک " منتشر شده . این نشریات به واسطه بستگی با کانونهای حزبی از نوع تبلیغاتی که در نشریات حزبی ( نه در نشریات علمی و فلسفی ) از آنها استفاده میشود استفاده کرده است . در نشریات حزبی چون هدف اصلی هموار کردن جادههای سیاسی و از بین بردن جمیع موانع و سدهاست ، توسل به هر وسیله جایز است زیرا طبق اصول حزبی " هدف وسیله را مباح میکند " . اصول حزبی مقید نیست حقایق را چنانکه هست جلوه بدهد بلکه مقید است آنطوری جلوه بدهد که وصول به هدف را ممکن سازد ، ولی در آثار علمی و فلسفی معمولا چون غرض اصلی اقناع حس حقیقتجویی است ، از روش فوق احتراز میشود . مادیین قرون جدیده به طور کلی این تصور برایشان پیدا شده است که علوم حسی و تجربی به سود مادیت پیش میرود ، ولی طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک چنان راه اغراق و مبالغه را پیش میگیرند که مادیگری را ثمره مستقیم و خاصیت لا ینفک علوم معرفی میکنند و حتی از اینکه خود دانشمندان و پدید آورندگان این علوم ، مادی نبودهاند تعجب میکنند . طرفداران این مکتب صریحا ادعا میکنند که یا باید تابع حکمت الهی شد و وجود خدا را قبول کرد و منکر جمیع علوم و وجود صناعات و اختراعات شد و یا باید اینها را قبول کرد و پشت پا به حکمت الهی زد ! کمترین فایدهای که ممکن است یک خواننده با ذوق از مطالعه این کتاب ببرد این است که به خوبی درک میکند " ماتریالیسم دیالکتیک " علیرغم ادعای طرفدارانش ارتباطی با علوم ندارد و تمام اصول آن یک نوع تحریفات و استنباطات شخصی است که عدهای به سلیقه خود کردهاند . مهمترین دلیلی که این اشخاص در تبلیغات خود میآورند این است که در قرون