اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
را که صورت مکتب فلسفی به خود گرفته " هر مس " [١] حکیم تنظیم
نموده و عدهای از فلاسفه که " هرامسه " خوانده میشوند در مکتب او تعلیم
و تربیت یافتهاند و چنانکه از کتاب علل منسوب به بلیناس [٢] بر
میآید ، در آن عهد ، فلسفه به نام " علل اشیاء " نامیده میشده . پیروان
این مکتب به وجود عالمی ماوراء عالم طبیعت قائل بودهاند .
پس از این دوره نظرهای فلسفی گوناگونی از ملطیین داریم . دوره ملطیین
را میتوان دوره دوم تکامل فلسفه نامید . در این دوره نیز مطابق نقلهای
تاریخی قدیم و جدید و آنچه در کتب فلسفه از عقاید و آراء آنها نقل شده
گفتگو از عالمی ماوراء عالم طبیعت در میان بوده . همچنین یونانیین معاصر
ملطیین یا متأخر از آنها تا زمان سقراط .
آنچه هم از فلاسفه هندوچین که معاصر ملطیین ( قرن ششم قبل از میلاد ) یا
قبل از آنها بودهاند نقل شده است تقریبا همینطور است . بالاخره در میان
پیشینیان یک مکتب مشخص فلسفی که دارای پیروانی بوده باشد و به کلی
منکر ماوراء الطبیعه بوده باشد نمیتوان پیدا کرد . افراد مادی و دهری که
در غالب ازمنه بودهاند غالبا کسانی هستند که در حال حیرت و تردید
بودهاند و مدعی بودهاند که ادله الهیون آنها را قانع نکرده است .
علیهذا برای فلسفه مادی نمیتوان یک سابقه تاریخی پیدا کرد و تنها در
قرن هجدهم و نوزدهم بود که در اروپا فلسفه مادی به عللی که عن قریب
خواهیم گفت سر و صدایی راه انداخت و قیافه یک مکتب فلسفی به خود
گرفت و در مقابل سایر مکاتب عرض اندام و اظهار قدرت نمود هر چند طولی
نکشید که در قرن بیستم با شکست شدید مواجه شد و جلال و جبروت خود را از
دست داد . پس در حقیقت تاریخچه حقیقی فلسفه مادی از قرن هجدهم شروع
میشود .
ولی مادیین خودشان سعی دارند که مکتب مادی را دارای یک سابقه ممتد
تاریخی و جمیع دانشمندان بزرگ دنیا را مادی جلوه دهند ، جلوداران پیشروی
علوم را مادی و مادیین را جلوداران پیشروی علوم معرفی کنند ، تا جایی که
گاهی درباره ارسطو میگویند " بین ماتریالیسم و ایدهآلیسم در نوسان بود
" و گاهی در نوشتجات
. [٢] Balinas . [١] Hermes