اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
خانه نیز بیصدا باز شد و این دو صفت نیز از اوصاف عمومی دزد است ، پس حکم کردیم که " دزد به خانه آمد " و در حقیقت دیده بودیم که کسی بلند قامت و پر موی و سیاهپوش به خانه آمد ( و این حکم صواب است ) و حکم کردیم که این اوصاف متحد با اوصاف دزد است ، یعنی دزد و برادر یکی است ، یعنی در مشخصات ( و این حکم نیز صواب است ) و پس از آن به نیروی همین قوه که دزد و برادر را یکی کرده بود ، در مورد قضیه که دیده بودیم کسی بلند قامت و پر موی و سیاه پوش به خانه آمد اینچنین گفتیم : " دزد به خانه آمد " و این حکم نیز از همین قوه ، صواب است ولی اگر مقایسه با مشاهده حس بشود خطا خواهد بود . و همچنین در جایی که غیر محمول را به جای محمول گذاشتیم حال از همان قرار است ، مثلا در مثال بالا " موضوع " حقیقتا دزد بوده ولی از راه خانه تا دم در خانه آمده و گذشته و ما اشتباها گفتیم داخل خانه شد و در حقیقت حرکت در راه و رسیدن به دم در را دیده بودیم که مشترک فیه " دخول " و " مرور " میباشد ، و این حکم صواب است ، پس از آن گفتیم رسیدن به دم در " مرور " است و با " دخول " اتحاد دارد ، و این حکم نیز صواب است ، پس از یکی کردن دخول و مرور " دخول " را به جای " مرور " گذاشتیم ، و این حکم نیز صواب است ولی در عرصه فعالیت این قوه ( خیال ) که دو تا را یکی کرده بود نه در عرصه حکم حس . مثال دیگر : مادیین میگویند " خدا موجود نیست " و این سخن خطاست ولی معنای تحلیلی این سخن که در ته دل گوینده میباشد صواب است زیرا گوینده این سخن یا " خدا " را به معنایی تفسیر کرده که جز حقیقت است ( مانند موجود جانشین علل مادیه مجهوله و نظایر آن ) و یا " موجود " را به معنایی گرفته که با حقیقت خدا هم نمیسازد چنانکه میگویند " ماده = موجود " یا " موجود = ماده به اضافه زمان و مکان " ، و پس از تحلیل به دست میآید که گویندگان این سخن در تطبیق معنای خیالی صواب خود به واقعیت خارج که الهیین میگویند خطا مینمایند . پس در مورد هر ادراک ناصواب و فکر فاسد ، به ترتیبی که ذکر شد ، باید نقطه حقیقی را - که به اصطلاح فلسفی مورد " انتقال ما بالعرض مکان ما بالذات " یعنی تطبیق حکم صواب قوهای به مورد حکم صواب قوه دیگری است - به دست آورده و فهمید که هیچ ادراکی نمیتواند خطای مطلق بوده باشد و در جهان هستی به حسب حقیقت خطایی پیدا شود ، بلکه پیوسته فکر اصلی و ادراک حقیقی در مورد خطا صواب میباشد .
| بر حرف هیچکس منه انگشت اعتراض |
| آن نیست کلک صنع که خط خطا کشد |