اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
چشم آمیزش یافته و در نقطه زرد مستقر میگردد ، البته روشن است که در وی
خطا و صوابی نیست .
پس از این و در مرتبه دوم قوه دیگری همین پدیده مادی را ادراک میکند
و البته به همان نحو که مستقر شده با خواص فیزیکی و هندسی وی ادراک
میکند و در میان
>
بن بست عجیب یا یک نکته مفید و مهم
ممکن است خوانندگان محترم از خود بپرسند چه چیزی موجب شده که طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک درباب حقیقت و خطا اینطور نظریهها از قبیل نظریه تغییر و تکامل مفاهیم و نظریه اجتماع صحیح و غلط و امثال اینها را بدهند و حال آنکه با اندک تأمل بطلان این نظریهها روشن است . ولی باید دانست که ماتریالیسم دیالکتیک از لحاظ " اصول و مبانی اولیه " وضعی قرار گرفته که اگر این دو نظریه را قبول نکند یعنی مفاهیم را غیر متغیر ، و صحیح و غلط را غیر قابل جمع بداند در بن بست عجیبی قرار میگیرد که راه بیرون شدن ندارد زیرا : نخستین اصل و مبنای اولی این فلسفه اصالت ماده علی الاطلاق ( ماتریالیسم ) و نفی ماوراء الطبیعه است . اصل دوم این فلسفه اصل تجزم ( دگماتیسم ) است . این فلسفه برای آنکه از بحثهای خود برای نفی ماوراء الطبیعه نتیجه یقینی و قطعی بگیرد در مورد این اصل از سیستمهای فلسفه نظری و تعقلی پیروی مینماید و برخلاف سیستمهای فلسفه حسی که از اظهار جزم و یقین مطلق خودداری میکنند جزم و یقین را شعار خود قرار میدهد . اصل سوم این فلسفه اصل اصالت حس و تجربه ( امپیریسم - empirism ) است . ماتریالیسم دیالکتیک منطق تعقلی را که فلاسفه عقلی به آن اعتماد میکنند منکر است زیرا به حسب عقاید مخصوص به خود درباب روح و کیفیت پیدایش علوم و ادراکات ، " بدیهیات اولیه عقلانی " را - که فلاسفه عقلی برای آنها ارزش یقینی و ثابت قائل بودند و مدعی بودند تنها مسائلی را میتوان یقینی خواند که متکی به بدیهیات اولیه عقلانی باشد - نمیتواند بپذیرد ، بلکه عقیده دارد تنها منطق قابل اعتماد " منطق >