اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
مشاهده میکند عینا که چیزی است که قابل انطباق به هیچ عضوی و خواص عضوی نیست زیرا با زیاده و نقیصه اعضا تفاوت نمیکند و با اختلاف سنین عمر و
> بدیهی است حقیقتش چیست و دارای چه خصوصیتی است و آیا ممکن است مادی باشد یا خیر ؟ در اینجا دو نظریه اساسی وجود دارد : . ١ نظریه حسی . ٢ نظریه روحانی
نظریه حسی
صاحبان این نظریه میگویند که " خود " یا " من " عبارت است از مجموعه ادراکات مختلفی که به وسیله احساس یا تخیل و غیره دائما و علیالتعاقب پیدا میشوند و لا ینقطع یکدیگر را تعقیب مینمایند . مطابق این نظریه " خود " یک موجود وحدانی نیست بلکه مجموعه احساسات و خیالات و افکاری است که سلسله واحدی را تشکیل میدهند ، پس " من " یعنی مجموعه دیدنها و شنیدنها و به یاد آوردنها و فکر کردنها که در طول زندگی پدید میآیند . این عقیده را ابتدا فلاسفه حسی و تجربی اروپا که از قرن هفدهم به بعد ظهور کردهاند و اساس شناسایی صحیح را احساس و تجربه دانستند اظهار داشتند . این دانشمندان روی اصل اینکه اساس معرفت صحیح ، حس و تجربه است و حس جز به عوارض و حالات تعلق نمیگیرد حقیقتی را غیر از آنچه به تجربه درآید قبول ندارند ( البته انکار هم نمیکنند ) و در میان آنها کسانی پیدا میشوند ( مانند هیوم انگلیسی ) که نه تنها به وجود جوهر مستقل نفسانی ایمان ندارند ، به وجود جوهر مادی خارجی که عوارض طبیعی ، حالات او هستند نیز ایمان راسخ ندارند زیرا میگویند احساس و تجربه فقط ما را به وجود یک سلسله امور که " عوارض " و " حالات " نامیده میشوند آگاه میکنند اما وجود جوهری جسمانی که منشأ حالات طبیعی و وجود جوهری نفسانی که منشأ حالات ضمیر و وجدان باشد دلیلی از حس و تجربه ندارد . این گروه نفس را اینطور تعریف میکنند " مجموعه تصورات پی در پی که در ذهن >