اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩
از طرف دیگر در نهایت سرعت جزء جای جزء نشسته و خاصه جزء تازه که مشاکل خاصه جزء کهنه میباشد به جای خاصه در گذشته قرار میگیرد که قوه مدرک
> میماند شیارهای مغزی است . این نظریه نیز نه مورد قبول فلاسفه روحی و نه مورد قبول فلاسفه مادی است . نظریههای دیگری نیز هست که قابل توجه نیست و ما فقط به شرح دو نظریه ، یکی مبنی بر مادی بودن حافظه - که طرفداران مادی بودن روح در عصر اخیر آن را اختیار کردهاند و پیروان مکتب ماتریالیسم دیالکتیک آن را تشریح کردهاند - و دیگر مبنی بر مادی نبودن حافظه مطابق اصول مخصوص مکتب فلسفی صدرالمتألهین میپردازیم و ضمنا اشکالاتی که به نظریه مادی بودن حافظه وارد میشود برای خوانندگان محترم توضیح میدهیم و این دو نظریه را تحت عنوان " نظریه روحی " و " نظریه مادی " بیان میکنیم .
نظریه روحی
صاحبان این نظریه ادراکات را فعالیت مستقیم نفس ( جوهر غیر مادی ) میدانند و اعمال عصبی را تنها مقدمه به وجود آمدن این ادراکات میدانند . مطابق این نظریه نسبت ادراکات به نفس نسبت فعل است به فاعل ، و به اصطلاح فلسفی ، این ادراکات قیام صدوری دارند به نفس نه قیام حلولی و عین این صور ادراکی در صقع نفس باقی است و تذکر ( یادآوری ) عبارت است از مورد توجه قرار دادن همان صور اولیه . مطابق این نظریه عین صورتهای ادراکی اولی حفظ و نگاهداری میشود و بعدها مورد یادآوری و بازشناسی قرار میگیرد .
نظریه مادی
صاحبان این نظریه ( هر چند نتوانستهاند به طور قطعی اظهارنظر کنند ) میگویند برخلاف نظریه بالا هیچگاه عین ادراکات اولیه حفظ و نگاهداری نمیشود و اینطور نیست که هر صورت ادراکی در ذهن پدید آمد قوه حافظه عین آن را نگاهداری کند ، >