استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١

می‌گذارد مرحله و منزل است نه مدار و مسیر .
ثانیا اگر دوست عزیز ما برای همه چیز " وجود تاریخی " قائل است حتی‌ برای اصول و حقایق و مکتبها و ایدئولوژیها و فرهنگها ( هر فرهنگی و با هر ریشه‌ای ) پس دیگر از اسلام هزار و چهارصد سال پیش که از جان و دل از آن‌ دفاع می‌کند چه می‌خواهد ؟ .
خواهید گفت : اسلام خود ، حرکت و جنبش است که به وجود خود ادامه‌ می‌دهد نه بنیاد و نظام. پاسخ این است که اسلام نه حرکت است و نه متحرک‌ ، نه جنبش است و نه جنبنده ، این جامعه اسلامی است که در مدار اسلام و صراط مستقیم اسلام در حرکت است و یا باید در حرکت باشد نه اسلام .
ثالثا البته صحیح است که گاهی یک جریان موج‌خیز و حرکت‌زای اجتماعی ، روح خود را از دست می‌دهد و از آن جزیک سلسله آداب و تشریفات بی‌اثر باقی نمی‌ماند . امیرالمؤمنین فرمود اسلام به دست امویها مانند ظرفی که‌ وارونه شود و محتوایش بیرون بر یزد و جز خود ظرف باقی نماند ، و ارونه‌ می‌شود و از محتوای خود خالی می‌شود : " « یکفأ الاسلام کما یکفأ الاناء » " [١] و ما با شما همراهی کرده نام این پدیده اجتماعی را " تبدیل حرکت‌ به بنیاد " می‌نهیم . با ذکر یک مثال توضیح می‌دهم : عزاداری سنتی امروز امام حسین علیه‌السلام تبدیل حرکت به بنیاد است .
این عزاداری که به حق درباره‌اش گفته شده : " « من بکی او ابکی او تباکی‌ وجبت له الجنة » " که حتی برای تباکی ( خود را شبیه گریه کن ساختن ) هم‌ ارزش فراوان قائل شده ، در اصل ، فلسفه‌اش


[١] نهج البلاغه ، خطبه [١]٠٤