استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
وجودی حوادث زمانی که متوالیا یکدیگر را تعقیب میکنند و در متن زمان پشت سر یکدیگر قرار گرفتهاند . اما مفهوم فلسفی آن از یک تحلیل عقلی سرچشمه میگیرد که هر حادثه به دلیل علائم امکان ، ممکن شناخته میشود و به دلیل نیاز ذاتی ممکن به علت حدوثا و بقائا ، وجود علتی مقارن و همزمان و محیط بر او کشف میشود ، سپس آن علت مقارن در میان دو فرض ممکن و واجب قرار میگیرد و بنابر فرض ممکن بودن ، به دلیل امتناع تسلسل در علل مقارنه ، وجود واجب در رأس سلسله اثبات میگردد . از نظر فلسفه ، عللی که علوم آنها را علل میشناسند معداتند نه علل ، و به عبارت دیگر مجرا میباشند نه ایجادکننده و آفریننده . در این گونه علل ، تسلسل - یعنی رشته بینهایت - به هیچ وجه امتناع ندارد . به هر حال خدمتی که علوم به توحید میکند از راه نظامات غائی است که در کتاب راه طی شده بدان استناد جسته نشده است ، اما از راه نظامات فاعلی که بدان استناد جسته شده است علوم هیچ گونه خدمتی نمیتوانند بکنند و تنها فلسفه است که از این راه میتواند خدمت کند . حقیقت این است : راهی که مؤلف دانشمند راه طی شده با کمال صفا و خلوص نیت طی کرده است آنچنان بیراهه است که مجالی برای استدلال از راه " نظام غائی " که دانشمندان به اقتباس از قرآن مجید آن را راه " اتقان صنع " اصطلاح کردهاند نمیگذارد . کتاب نامبرده پس از بحث بالا اشکالی طرح میکند و به پاسخ آن میپردازد ، میگوید : " اشکالی که دانشمندان غیر خداپرست دارند این است که