استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
در جهت ضد آن ، و نمیتوانست جز این باشد ، اما خدمتی که علوم به توحید نمود از راه " نظام غائی " بود نه " نظام فاعلی " که مؤلف دانشمند کتاب راه طی شده به آن استناد جستهاند . خدمات علوم به توحید از این راه بود که علوم تا حدود زیادی در دل طبیعت راه یافت و تا هر جا که رفت بیش از پیش به نظم دقیق ساختمان اشیاء و رابطه تشکیلات داخلی اشیاء با یک سلسله هدفهای پیش بینی شده پی برد ، و به عبارت دیگر علوم هر اندازه که بیشتر به راز درونی اشیاء پی برد بیشتر به مسخر بودن طبیعت و به خود و اگذار نبودن آن ایمان و اذعان پیدا کرد . هدف قرآن هم از دعوت به مطالعه حسی و تجربی طبیعت از نظر خداشناسی این است که به مخلوق و مسخر بودن طبیعت و اینکه قوهای ما فوق قوای طبیعی ، طبیعت و قوای طبیعت را اداره و تدبیر میکند پی ببریم و ایمان پیدا کنیم . مطالعه حسی طبیعت و تفکر در زمین و آسمان و آنچه در آنهاست از نظر توحید و خداشناسی کیفیت و ماهیتی دارد و حد و رسالتی . کیفیت و چگونگیاش این است که نظامات داخلی اشیاء مورد دقت قرار گیرد تا روشن شود که قوای طبیعت برای تأمین یک سلسله هدفها فعالیت میکنند و میان فاعلها و غایتها رابطه مستقیم برقرار است . اما حد و رسالتش این است که مخلوقیت طبیعت و وجود قوه یا قوایی شاعر و حاکم بر طبیعت را بر ما روشن میکند و بیش از این رسالتی ندارد و نمیتواند داشته باشد . این است که گفتیم راه مطالعه طبیعت از نظر توحید و خداشناسی جادهای است که تنها تا مرز ماوراء طبیعت کشیده شده است . اما نظام فاعلی که مؤلف دانشمند آن کتاب بدان تمسک جستهاند کوچکترین خدمتی به توحید نکرده و نمیتوانسته است