استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦

علتی نسبت ندهد ، و بالعکس ضعیف‌ترین عملی را ضایع شده و بی‌اثر بپندارد . بنابراین علم صریحا یا تلویحا متکی بر قبول وجود علت و معلول است و منکر استقلال ذاتی یا اتفاقی بودن اشیاء می‌باشد . . . عالم نه تنها معتقد به حقیقت می‌باشد و دنیا را پوچ و بی اساس نمی‌پندارد بلکه یقین به وجود یک انتظام کلی و ارتباط قطعی که حاکم بر طبیعت است نیز دارد . علاوه بر این هیچ محققی نیست که اگر در گوشه آزمایشگاه خود روی یک حادثه کوچکی‌ قانونی را کشف نمود ، آن قانون را در هر جای دیگر طبیعت جاری و ساری‌ نداند و حتی تا آخرین سرحد افلاک و تا قدیم‌ترین روزگار نبرد و اعمال نکند ، یعنی در واقع حقیقت مکشوف را همه جایی و لایزال نشناسد . بنابراین‌ دانشمند عملا معتقد است که هیچ چیز طبیعت بی‌اساس و منشاء نبوده یک نظم‌ واحد متقن ازلی در سراسر دنیا جریان دارد . خداپرست چه می‌گوید ؟ او می‌گوید دنیا دارای مبدأ و اساس بوده ، یک ناظم واحد ازلی قادری به نام‌ خدا بر سراسر آن حکومت می‌کند . تنها تفاوت در این است که عالم صحبت‌ از نظم می‌کند و موحد ناظم را اسم می‌برد . قرآن هم غیر از این چیزی‌ نمی‌گوید ، بلکه خدا را به عنوان کسی معرفی می‌نماید که زمین و آسمانها را سرشته است ، روز و شب را درپی یکدیگر درمی‌آورد ، دانه و درخت را می‌شکافد ، جسم مرده را تبدیل به وجود زنده و زنده را منقلب به مرده‌ می‌کند ، باران به زمین می‌رساند ، در واقع تمام حرکات و اطوار طبیعت را که مشرکین به خدایان یا به منبعهای مختلف نسبت می‌دادند قرآن مربوط و ناشی از یک جا می‌گیرد . . " . . البته ما هم معتقدیم که علم جدید کمک فراوانی به توحید و خداشناسی‌ نمود ، ما هم معتقدیم گامهای علوم در جهت توحید بوده نه