استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
بودهاند ، پدر خود من یکی از آن افراد بود . بعلاوه خود نویسنده اعتراف میکند که برخی از طلاب و اهل اجتهاد جزء آن طبقه نیستند ، پس بالاخره جزء طبقه محکومند و چون بالطبع به حکم معلوماتشان نیرویی در اجتماع هستند که دولتها از آنها حساب میبرند ، مانند میرزا حسن شیرازی ، پس طبعا در عین اینکه جزء طبقه حاکمهاند طرفدار محکوماناند . در ص ٧٤ درباره جامعه ایدهآل بحث میکند ، جامعه ایدهآل را در ایدئولوژی اسلامی مساوی با امت میداند و مدعی است کلمه " امت " از هر کلمه دیگر برای بیان واحد جامعه ایدهآل از قبیل سوسیته ، قوم ، نژاد و غیره رساتر است زیرا از یک روح مترقی و بینش اجتماعی دینامیک و متعهد و ایدئولوژیک حکایت میکند . میگوید : امت از ریشه " ام " به معنی راه و آهنگ است و امت یعنی جامعهای که گروهی از افراد بشری که در یک ایمان و هدف مشترکاند ، با هم همگام شدهاند تا آهنگ رفتن کنند و برای نیل به هدف مشترکشان به راهافتند . اسلام با انتخاب کلمه " امت " مسؤولیت فکری و اشتراک در حرکت و هدف (و رفتن و شدن) را فلسفه تشکیل اجتماع خود قرار داده است . سپس مدعی میشود که در امت ( جامعه ایدهآل اسلامی ) زیر بنا اقتصاد است ( « من لا معاش له لا معاد له » ) ، نظام اجتماعی بر قسط و عدل و مالکیت مردم ( مالکیت اشتراکی ) و احیای نظام هابیلی ، جامعه بیطبقه است . بعد میگوید این اصل است اما بر خلاف سوسیالیسم غربی که روح بینش بورژوازی غرب را حفظ کرده است هدف نیست . میگوید : فلسفه و شکل رژیم نه دموکراسی روشهاست ، نه