استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
متخاصم در برابر هم : ملاء و مترف و ملا در یک سو ، خدا و مردم در سوی
مقابل ، ادیان در آن سو و دین در سوی مقابل .
از نظر ما این گونه توجیه تاریخ فوقالعاده خیالی و قالبی است و با
واقعیت تاریخ تطبیق نمیکند و ریشه این اشتباه آن اشتباه اصلی درباره
انسان است که میگویند یگانه نیروی اصلی حاکم بر وجود انسان منافع
اقتصادی است . پیغمبران لزوما از طبقه محکوم نبودهاند ، گاهی از این
طبقه و گاهی از طبقه حاکم بودهاند . ابراهیم و همچنین موسی جزء طبقه
محکوم نبودند ، موسی صرفا رابطه نژادی با طبقه محکوم داشت اگر نه خودش
فرزند خوانده فرعون بود .
به طور کلی بدون شک عامل امتیاز مادی مایهای است برای فساد ( « انما
اموالکم و اولادکم فتنة ») ولی وجدان انسان صرفا ساخته وضع محیط و زندگی
نیست ، لهذا احیانا در طبقات حاکمه افراد طرفدار عدالت و انصاف
بودهاند . داوود و سلیمان از نظر قرآن ، و همچنین پیغمبر و علی و حتی تا
حدی خلفای راشدین و عمر بن عبدالعزیز چنین بودهاند ، در میان خلفای عباسی
و بعضی سلاطین ایران این حالت بوده است ، بسیاری به خاطر زهد ، از
سلطنت و یا نامزدی سلطنت کناره گیری کردهاند مانند قاسم مؤتمن ، معاویة
بن یزید و غیرهم . لهذا هم در طبقه ملوک و هم در طبقه تجار و مالکین و
ثروتمندان - مانند فردی که هم اکنون در شیراز است ، و همچنین خود همایون
[١] حی حاضر - افرادی پیدا شده و میشوند که کارشان بهرهکشی نیست بلکه
خدمت است ، همچنین در طبقه ملا و روحانی که البته بیشتر ، یعنی روحانیان
اجتماعی و متنفذ نیز غالبا طرفدار توده
[١] [ مرحوم محمد همایون که در سرمایه گذاری برای تأسیس " حسینیه ارشاد " نقش اول را داشت ] .