استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
دست خالی در اختیار او قرار میگیرد و فقط مزد نیروی بازویش را میگیرد و بیشتر از پیش اسیر میشود و هم استثمار ، و این است که به جای کارگر " پرولتر " خوانده میشود . . ٧ ( دوره هفتم ) هر چه سرمایه داران در عدد کمتر و در ثروت بیشتر میشوند و صنعت و سرمایه توسعه مییابد طبقه پرولتر فشردهتر و قویتر و بیدارتر میگردد و جنگ دیالکتیکی میان این دو قطب به سود این طبقه پایان مییابد تا نظام را از درون منفجر میکند و مالکیت خصوصی بر سرمایه و تولید را لغو و آن را به صورت مالکیت عمومی در میآورد و جامعه بی طبقه تشکیل میشود . ص ٦٩ ، مدعی میشود که جامعه پس از تحول صید و شکار به کشاورزی ، به دو طبقه تقسیم شد : قابیلی و هابیلی . طبقه قابیلی یعنی طبقه حاکم دارای سه چهره است : ملک ، مالک ، ملا ، کارشان به ترتیب استبداد ، استثمار ، استحمار است . طبقه محکوم دارای یک چهره است : مردم . الله در قرآن مساوی است با مردم ، یعنی در مسائل اجتماعی همواره کلمه " الله " جانشین کلمه " الناس " است مانند " « الحکم لله »" و همچنین " « یکون الدین کله لله »" . در پاورقی صفحه ٧٠ میان طلاب و اهل تحقیق و اجتهاد با روحانیین رسمی فرق میگذارد و آنها را ملا میخواند نه اینها را . در صفحه ٧١ درباره کلمه " الناس " میگوید که مفهوم جمعی دارد ، اسم جمع است و معنی " « الناس مسلطون » " هم این نیست که فرد بر مال خودش مسلط است ، بلکه این است که جمع مسلط است و بالاخره در صفحه ٧٢ به طور جزم میگوید : جامعههای ملی ، سیاسی ، اقتصادی - یعنی هر جامعهای در هر دورهای از تاریخ - دارای یک نظام متضاد است ، تناقض در بطن آن است ، یک جامعه طبقاتی است ، دو طبقه