استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
باشند . این است نقص علمی این بیانات . ص ٥٨ ، میگوید : " پس از این جریان ، همه چیز حتی مذهب به دست تیپ قابیلی بوده است " . علیهذا چون هنوز هم تیپ قابیلی روی کار است پس ابراهیم و موسی و عیسی و محمد ( ص ) هم از تیپ قابیلی بودهاند . این گونه تحلیل طبقاتی صددرصد غلط است . ص ٥٩ ، برای اینکه داستان هابیل و قابیل را توجیه کند جنسیت را به میان میکشد ، و حال آنکه اگر جریان خواهرها را به میان آوریم قصه صددرصد جنبه فرویدیسم به خود میگیرد . در صفحه ٦٠ میخواهد جواب بدهد ولی میگوید : باید ببینیم چرا قابیل نسبت به زن زیبا حساسیت داشت نه هابیل ، پس عاملی مقدم وجود دارد ؟ جواب این است که عامل مقدم هر چه باشد ، طبیعی ، بیولوژیکی ، انتخابی ، بالاخره عامل مالکیت نمیتواند سبب زیباپسندی باشد ، اما هابیل که پول نداشت و هر که پول ندارد دل هم ندارد . در ص ٦١ کم و بیش جوابی میدهد که قابل ایراد است . ایضا در صفحه ٦٣ مدعی میشود که غریزه جنسی در هر دو متساوی است ولی فضیلت انسانی در قابیل به واسطه مالکیت ضعیف شده است . جواب این است که علت گرایش یکی نه دیگری به مالکیت چیست ؟ در صفحه ٦٠ تأکید میکند که ایندو از جهت وراثت و محیط مشابه بودهاند و جز اختلاف طبقاتی چیز دیگر نبوده است ، در حاشیه هم دلقک بازی میکند . جواب این است عین اشکال وارد است که ایندو که مانند دو آچار یک کارخانه از هر جهت مشابه بودهاند چرا یکی راه مالکیت خصوصی را برگزید و دیگری نه ؟ ثانیا چنانکه