استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
« مقعده من النار » " . در صفحه ٢٦ پس از نقل نظر افرادی که تاریخ را نوعی شعر میدانند نظریه فلسفه تاریخ را نقل میکند و میان دو مطلب خلط میکند ، یکی اینکه آیا تاریخ یعنی نقل وقایع چقدر اعتبار دارد ؟ چقدر از وقایع ، نقل شده و چقدر سکوت شده و خلاصه مورخ چه اندازه آرایش و پیرایش به کاربرده است که طبعا با اعمال غرض و نقل جنبههایی و سکوت از جنبههایی و جعل قسمتهایی از اعتبار میافتد ، مطلب دیگر این است که آیا جریان تاریخی در ذات خود سنت و قانون و مکانیسمی دارد یا نه ؟ صفحه ٢٧ : " چون تاریخ یک واقعیت علمی است و تصادف در کار نیست پس ساخت اشخاص نیست " . این درست نیست ، میان واقعیت علمی و عدم تصادف ، و ساخت اشخاص و حتی اینکه برخی شخصیتها به حکم شخصیتشان تأثیر بیشتری داشته باشند منافاتی نیست . عاملهای جبری تاریخ همین انسانها هستند و ارادههاشان ، ابتکارهاشان ، نبوغهاشان ، جاه طلبیهاشان ، شهوترانیها و هوا و هوسهاشان . مسئله قابل طرح این است که آیا تاریخ محصول مجموعهای از عوامل است بدون اینکه یک وحدت طبعی و روح حاکم داشته باشد و یا اینکه اجزاء در حکم اجزاء یک مرکب واقعی هستند و مجموع خود اصالت دارد ؟ ما در بحثهای " معارف اسلامی " در این باره بحث خوبی کردهایم ، گفتهایم هم فرد اصیل است و هم جامعه و این ترکیب ترکیبی است منحصر به فرد ، و بر اساس شناخت این حقیقت است که تاریخ قوانین خاص به خود پیدا میکند و حقیقتی قابل شناخت میشود و علم تاریخ و فلسفه تاریخ به صورت یک فن