استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩

را یکمرتبه می‌برد به مسئله هنر و خلاقیت و اینکه در شعر و هنر و نقاشی‌ همیشه ابتکارها به وسیله افرادی صورت گرفته است که تحصیلات کلاسیک‌ نداشته‌اند . البته این هم برای این است که نویسنده عذر خود را موجه جلوه دهد ، غافل از اینکه اینجا سخن از شناختن است و شناختن بدون آگاهی و علم امکان‌ پذیر نیست ، شناختن خود علم است . نویسنده باید ادعا کند که من به فلان دلیل از دیگران بهتر می‌شناسم چون‌ بهتر به متون اسلامی واردم و یا بهتر از آنها تجزیه و تحلیل و بررسی می‌کنم‌ که متأسفانه به هیچ وجه نویسنده وارد متون اسلامی نمی‌شود . نویسنده اسلام شناسی خود را به شعر نو نیما و امید تشبیه می‌کند ، که از نظری درست است . در ص ٨ می‌گوید : دو جور فهمیدن است ، ولی بالاخره‌ وارد این می‌شود که دیگران فرهنگ اسلامی را می‌فهمند و فرهنگ اسلام و علوم‌ اسلامی غیر از خود اسلام به عنوان یک عقیده و ایمان است . در اینجا به کلی نفی می‌کند که دیگران به هیچ وجه اسلام را به عنوان یک‌ عقیده و ایمان نشناخته‌اند و تنها با علوم قدیمه آشنایی دارند ! در صفحه ١٠ " مکتب " اینطور تعریف شده است : " مجموعه هماهنگ‌ متناسب بینش فلسفی ، عقاید مذهبی ، ارزشهای اخلاقی و روشهای عملی که در یک ارتباط علت و معلولی با هم یک پیکره