استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨
و حال آنکه حتی در خود مسائل هندسی چنین نیست . در صفحه ٤ میگوید مسئله شناختن و فهمیدن غیر از دانستن است ، آنگاه مغلطه میکند ، میگوید " علمای اسلامی عالم هستند ولی اسلام شناس نیستند " و حال آنکه علمای اسلامی آنچه را میدانند از علوم اسلامی ، همان را میشناسند و آنچه را نمیشناسند همان چیزی است که نمیدانند ، نه اینکه اسلام را میدانند ولی نمیشناسند . البته میان " دانستن " که مقابل جهل است و " شناختن " که در مفهومش تمیز و تشخیص و تطبیق افتاده است و نوعی خاص از دانستن است فرق است اما از قبیل فرق عام و خاص . مفهوم " شناختن " به همین دلیل که در آن تمیز و تطبیق و رفع ابهام سابق افتاده است بر خداوند اطلاق نمیشود . اگر گفتهاند " معرفت ، علم مسبوق به جهل است ( یا علم مسبوق به علم است که نسیان متخلل شده باشد " و یا گفته شده است که " معرفت در مورد جزئیات به کاربرده میشود " منظور همین است که گفته شد . نویسنده با این مغلطه میخواهد عذر خود را بخواهد که اگر عالم اسلامی نیستم اسلام شناس هستم و آنها که عالم اسلامیاند اسلام شناس نیستند پس خیالتان راحت باشد . نویسنده آنگاه به یک مغلطه دیگری متوسل میشود ، شناختن