استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
پس عیب اصلی این جزوه این است که از متون اسلامی روگردانده است و حداکثر که چند جملهای سوژه قرار گرفته است . نویسنده از آن نظر که به متون اصلی وارد نبوده ، از اول خود را راحت کرده است ، همانند آنکه گفت : " صرف و نحو دو فرشته بودند در قید ، و من بر آنها منت گذاشتم و آزادشان کردم " . میگوید اسلام شناسی غیر از اسلام دانی است و آنگاه مسئله علوم اسلامی را طرح میکند که ممکن است کسی عالم به علوم اسلامی باشد و اسلام شناس نباشد و در این جهت هیچ فرقی میان " علوم مسلمین " از قبیل طب و ریاضی و فلسفه و " علوم اسلامی " که از خود اسلام مایه میگیرد و برای شناسایی اسلام است از قبیل تفسیر و فقه و الهیات اسلامی ، نمیگذارد ، همه آنها را مصداق " « العلم هو الحجاب الاکبر » " میداند و از همان روش متصوفه در تحقیر علم پیروی میکند . نویسنده در آخر جزوه تحت عنوان " سخنی با خواننده " چند فحش چنار و منار حواله کسانی میکند که بخواهند بر این جزوه ایراد بگیرند ، آنها را صاحب عقده کم حرفی و گمنامی میخواند ، آنها را ضحاکهایی که مارهای دوششان گرسنه ماندهاند و مغز سر جوان میجویند قلمداد میکند . نویسنده ایدئولوژی اسلامی را با تصویر هندسی بیان میکند و از باشلارد نقل میکند که یک عقیده وقتی که شکل هندسی پیدا میکند بیان خودش را یافته است ، مغلطه میکند و خیال میکند هر چیزی که بیان هندسیاش را یافت استدلال خودش را هم یافته است