استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠

قرآن نمی‌خواهد توجه به طبیعت و محسوسات را جانشین توجه به ماورای‌ طبیعت و امور نامحسوس نماید . اهمیت قرآن در این است که در عین توجه‌ دادن به طبیعت - و به تعبیر خود قرآن " شهادت " - ایمان به " غیب‌ " را سر لوحه دعوتش قرار می‌دهد : " « الم ٠ ذلک الکتاب لا ریب فیه‌ هدی للمتقین ٠ الذین یؤمنون بالغیب ». . . " [١] .
چگونه ممکن است قرآن در پی منصرف ساختن مردم از توجه به آن امور باشد در حالی که خودش از همان مقوله " عجایب و غرایب " یعنی معجزه است ، بعلاوه بیش از صد آیه در همان مقوله آورده است ؟ من معنی این جمله را نمی‌فهمم که : " کتاب تنها معجزه‌ای است که‌ اعتقاد به آن تنها به معتقدان به امور غیبی منحصر نیست " .
چه اعتقادی ؟ اعتقاد به اینکه کتابی است و مطالب عالی دارد و یا اعتقاد به اینکه معجزه است ؟ اعتقاد به معجزه بودن چیزی به معنی آیت و بینه الهی بودن ، مساوی است با اعتقاد به غیب ، چطور ممکن است یک نفر در آن واحد ، هم اعتقاد به غیب داشته باشد و هم نداشته باشد ؟ گفته شد : " معجزه محمد از مقوله امور غیر بشری نیست اگر چه یک عمل‌ غیربشری است " .
معنی این جمله نیز برای من مبهم است و دو گونه ممکن است تفسیر شود : یکی اینکه معجزه محمد ( قرآن ) به حکم اینکه وحی است نه سخن خود آن‌ حضرت ، پس یک عمل غیربشری است ، اما در


[١] بقره / ١ - [٣]