استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
میگفت : سبحان الله من خاتم رسولانم ، من از قاعده رسولان دیگر مستثنی هستم ، از من آنچه از سایر رسولان میخواستند نخواهید ، نه اینکه بگوید من رسولی هستم مانند سایر رسولان . پس معلوم میشود آنچه مشرکان از پیغمبر میخواستند معجزه ، یعنی آیت و بینه به منظور کشف حقیقت که حقیقت جویان حق دارند از مدعیان پیامبری بخواهند ، نبوده است ، چیزی بوده که شأن پیغمبران عموما این نبوده که به چنین درخواستهایی پاسخ بگویند . این است که پیامبر فرمود : " سبحان الله ! من بشری رسول بیش نیستم " یعنی آنچه شما میخواهید چیزی نیست که یک حقیقت جواز پیامبران و رسولان بخواهد و رسولان ملزم باشند به آنها پاسخ مثبت بدهند ، چیز دیگر است ، قرارداد و معامله است ، مرا دیدن و خدا را ندیدن و از من بالاستقلال چیز خواستن است ، اظهار تکبر و خودخواهی و اثبات امتیاز برای خود نسبت به دیگران است ، تقاضای یک سلسله امور محال است و . . . من اعتراف دارم که میل عوام همواره بر معجزهسازی است ، نه تنها برای پیغمبر و امام ، که برای هر قبر و سنگ و درختی ، ولی آیا این جهت سبب میشود که ما وجود هر معجزه و کرامت ( غیر از قرآن ) را از پیغمبر منتفی بدانیم ؟ بعلاوه میان معجزه و کرامت فرق است . معجزه یعنی بینه و آیت الهی که برای اثبات یک مأموریت الهی صورت میگیرد و به اصطلاح مقرون به تحدی است ، منظوری الهی از او در کار است ، این است که محدود است به شرایط خاصی ، اما کرامت یک امر خارق العاده است که صرفا اثر قوت روحی و قداست نفسانی یک انسان کامل یا نیمه کامل است و برای اثبات منظور الهی خاصی