استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
منظوری میشد آن را به کاربرد و وسیلهای بود برای جیب پرکردن ، به جای
آنکه نرخها را به شما اعلام کنم که جیب شما پرشود جیب خودم را پر میکردم
!
قرآن در آیه دیگر میگوید :
« عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحداإلا من ارتضی من رسول »[١] .
خداوند آگاه نهان است ، هیچ کس را بر نهان خود آگاه نمی سازد مگر
فرستادهای مورد رضایت .
قطعا رسول اکرم ( ص ) یکی از آن فرستادگان مورد رضایت است .
از همه اینها گذشته ، قرآن در آیات فراوانی معجزات رسولان را ذکر کرده
است - معجزات ابراهیم ، موسی ، عیسی - با این حال ، چگونه ممکن است
وقتی که از پیامبر اکرم ( ص ) معجزه بخواهند - همچنانکه از رسولان گذشته
معجزه خواستند و آنها اجابت کردند - پیغمبر بگوید : " سبحان الله ! من
بشر رسولی بیش نیستم " . ؟ آیا آنها حق نداشتند بگویند آیا پیامبران
گذشته که تو خود معجزات آنها را با این همه آب و تاب نقل میکنی ، بشر
نبودند یا رسول نبودند ؟ آیا ممکن است چنین تناقض صریحی در قرآن وجود
داشته باشد ؟ آیا ممکن است مشرکان متوجه چنین تناقضی نشده باشند ؟
اگر این منطق روشنفکری صحیح باشد ، پیغمبر به جای اینکه بگوید : "
سبحان الله ! من بشر رسولی بیش نیستم " ، بایست
[١] جن / ٢٦ و [٢]٧