استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
کارگر بوده است . اما داستان محمد از این قاعده مستثنی است . وی در جامعهای که تنها در بزرگترین شهر تجارتی و باز و پیشرفتهاش هفت " خط نویس " بیش نبوده است و جز به " فخر و شمشیر و کالا و شتر و پسر " نمیاندیشیده است " معجزه " خویش را " کتاب " اعلام میکند و این خود یک معجزه است . کتاب ! در کشوری که تاریخ یک نسخه کتاب در آن سراغ ندارد ! خدایش به مرکب ، " قلم " و " نوشته " سوگند میخورد در میان مردمی که قلم را ابزار کار چند مرد زبون و عاجز و بی افتخار میدانند ، و این خود یک " معجزه " است . . . کتاب تنها معجزهای است که همواره میتوان دید ، هر روز آن را معجزه آساتر میتوان یافت و تنها معجزهای است که بر خلاف دیگر معجزات ، هر که خردمندتر و دانشمندتر است و هر جامعهای که پیشرفتهتر و متمدنتر است ، اعجاز آن را درستتر و عمیقتر خواهد یافت ، تنها معجزهای است که اعتقاد بدان تنها به معتقدان امور غیبی منحصر نیست و اعجاز آن را هر اندیشمندی معترف است ، تنها معجزهای است که نه برای عوام بلکه برای روشنفکران است . . . ، تنها معجزهای است که بر خلاف دیگر معجزات ، تنها برای تحریک حس اعجاب و اعجاز بینندگانش نیست ، مقدمهای و وسیلهای برای پذیرش یک رسالت نیست ، برای تعلیم و تربیت گروندگان وی است ، خود هدف پذیرش است . خود رسالت است . و بالاخره معجزه محمد از مقوله امور " غیر بشری " نیست گرچه یک عمل غیر بشری است ، و از این رو بر خلاف معجزات پیشین که تنها عاملی برای " باور " مردم به کار میرفت ( آن هم مردم معدودی که آن را میدیدند ) و جز آن هیچ سودی نداشت ، معجزه محمد از نوع عالیترین استعداد انسانی است و میتواند به عنوان