استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
مخالف که حلقه طناب را تنگتر و گلوی محرومان و غارتشدگان را بیشتر بفشارند ، آنچه پیامبران از طریق تعلیمات خود میخواستهاند انجام یابد انجام نشده است و آنچه شده است آنها نمیخواستهاند ، به تعبیر فقها : " ما قصد لم یقع ، و ما وقع لم یقصد " . اینکه مادیون و ضد مذهبها میگویند دین تریاک جامعه است ، تخدیر است ، عامل رکود و توقف است ، توجیهگر مظالم و تبعیضات است ، نگهبان جهل است ، افیون تودههاست ، راست است اما درباره مذهب حاکم و مذهب شرک و مذهب تبعیض که سوار بر تاریخ بوده است ، و دروغ است اما درباره مذهب راستین ، مذهب توحید ، مذهب محکومان و مستضعفان که همواره از صحنه زندگی و تاریخ بیرون رانده شده است . یگانه نقشی که مذهب محکوم ایفا کرده اعتراض و انتقاد بوده است ، مانند اینکه حزبی اکثریت را در قوه مقننه ببرد و دولت را از اعضای خود تشکیل دهد و برنامههای خود را پیاده و تصمیمات خود را اجرا کند ، و حزبی دیگر هر چند مترقیتر و پیشروتر اما همیشه در اقلیت بماند ، که جز اعتراض و انتقاد از اکثریت کاری از او ساخته نیست . حزب اکثریت گوشش به این انتقادها بدهکار نیست ، هر طور دلش میخواهد جامعه را میچرخاند و احیانا از انتقادها و اعتراضهای اقلیت برای استحکام کار خود استفاده میکند . اگر این انتقادها نبود ممکن بود خود به خود در اثر فشار روز افزون سقوط کند ، اما انتقادهای اقلیت به او هشدار میدهد و به این وسیله وضع خود را مستحکمتر مینماید . بیان گذشته به هیچ وجه صحیح نیست ، نه از جهت تحلیل ماهیت شرک و نه از جهت تحلیل ماهیت مذهب توحید و نه از جهت نقشی که در تاریخ برای این دو مذهب تصویر شده است . بدون شک