استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦

وجود دارد : مذهب حاکم که مذهب طبقه حاکم است ، و مذهب محکوم که‌ مذهب طبقه محکوم است . مذهب حاکم مذهب شرک است و مذهب محکوم مذهب‌ توحید ، مذهب حاکم مذهب تبعیض است و مذهب محکوم مذهب مساوات و برابری ، مذهب حاکم مذهب توجیه وضع موجود است و مذهب محکوم مذهب‌ انقلاب و محکوم کردن وضع موجود ، مذهب حاکم مذهب جمود و سکون و سکوت‌ است و مذهب محکوم مذهب خیزش و حرکت و فریاد ، مذهب حاکم تریاک‌ جامعه است و مذهب محکوم انرژی جامعه . پس نظریه مارکس مبنی بر اینکه جهت گیری مذهب مطلقا به سود طبقه‌ حاکم و علیه طبقه محکوم است و مذهب تریاک اجتماع است ، در مورد مذهبی‌ که خاستگاهش طبقه حاکم است صادق است و تنها همان مذهب بوده که عملا وجود داشته و حکومت می‌کرده ، نه درباره مذهب محکوم یعنی مذهب پیامبران‌ راستین که هرگز نظامات حاکم مجال بروز و تجلی و عرض‌اندام به آن نداده‌ است . این روشنفکران به این وسیله نظریه مارکس را که مطلقا جهت‌گیری مذهب‌ را به سوی منافع طبقه حاکم دانسته رد کرده‌اند و پنداشته‌اند که به این‌ وسیله مارکسیسم را رد کرده‌اند ، توجه نفرموده‌اند که آنچه خودشان گفته‌اند نیز هر چند بر خلاف نظر شخص مارکس و انگلس و مائو و سایر پیشروان‌ مارکسیسم است اما عینا توجیهی مارکسیستی و ماتریالیستی از مذهب است که‌ سخت وحشتناک است و قطعا به آن توجه نداشته‌اند ، چون به هر حال برای‌ مذهب محکوم نیز خاستگاهی طبقاتی فرض کرده و اصل تطابق خاستگاه‌ وجهت‌گیری را مورد پذیرش قرار داده‌اند . به عبارت دیگر ،