استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
سازندگی موضعی اجتماعی غیر از موضع اجتماعی که از آن برخاسته است وجود
ندارد . از نظر این مکتب هر طبقه از خود نوعی خاص تجلی فکری و ذوقی
دارد ، از این رو در جامعههای طبقاتی ، و تجزیه شده از نظر حیات اقتصادی
، دو گونه درد ، دو طرز تفکر فلسفی ، دو سیستم اخلاقی ، دو سبک هنر ، دو
جور شعر و ادبیات ، دو نوع ذوق و احساس و نگرش به هستی و احیانا دو
تیپ علم وجود دارد . زیربنا و روابط مالکیت که دو شکل میشود همه اینها
دو شکلی و دو سیستمی میگردند .
مارکس شخصا دو استثنا برای این دو سیستمی قائل است : مذهب و دیگر
دولت . از نظر مارکس ایندو اختراع خاص طبقه غارتگر و متد ویژه بهرهکشی
آن طبقه است و طبعا جهتگیری و جبههگیری این دو پدیده به سود همان طبقه
است ، طبقه استثمار شده بر حسب موقعیت اجتماعی خود نه خاستگاه مذهب
است و نه خاستگاه دولت ، مذهب و دولت از طرف طبقه مخالف به او
تحمیل میشود ، پس دو سیستم مذهب وجود ندارد ، همچنانکه دو سیستم دولت
وجود ندارد .
برخی روشنفکران مسلمان [١] مدعی شدهاند که بر خلاف نظریه مارکس ، دو
سیستمی بر مذهب نیز حاکم است . همانطور که اخلاق و هنر و ادبیات و سایر
امور فرهنگی در جامعههای طبقاتی دو سیستمی است و هر سیستم خاستگاه
وجهتگیریاش خاص طبقه خودش است - یکی تعلق دارد به طبقه حاکم و دیگری
به طبقه محکوم - مذهب نیز دو سیستمی است ، همواره در جامعه دو مذهب
[١] [ دکتر شریعتی در کتاب مذهب علیه مذهب ] .