استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
ساختهاند که گرسنگی را خوب احساس میکرده و به خاطر گرسنگی خودش ،
شمشیر کشیدن و افتادن به جان همه مردم را روا و بلکه لازم و واجب میشمرده
است ، بالاترین ارزش وجودیاش این بود که چون درد گرسنگی را شخصا چشیده
بوده میفهمیده که بر گرسنگان همطبقه خود چه میگذرد ، درد گرسنگی خلق را
احساس میکرده و نسبت به مردمی که موجبات این گرسنگیها را فراهم کرده
بودند " عقده " پیدا کرده و مبارزه پیگیری را با آن گروه تعقیب میکرده
و دیگر هیچ ، تمام شخصیت این لقمان امت و این موحد عارف پروردگار و
این مؤمن مجاهد پاکباخته اسلامی و این دومین مؤمن کامل اسلام در همین جا
پایان یافته است .
این روشنفکران پنداشتهاند که همانطور که مارکس نظر داده است : "
انقلاب فقط میتواند از یک جنبش قهرآمیز و یک جنبش تودهای ناشی شود "
[١] اینان نمیتوانند تصور کنند که اگر یک فرهنگ ، یک مکتب ، یک
ایدئولوژی خاستگاه الهی داشته باشد و مخاطبش انسان ، و در حقیقت فطرت
انسانی انسان باشد و پیامش جامع و کلی باشد و جهتگیریاش به سوی عدالت
و مساوات و برابری و پاکی و معنویت و محبت و احسان و مبارزه با ظلم
باشد ، بتواند جنبشی عظیم به وجود آورد و انقلابی عمیق بر پانماید اما
انقلابی الهی و انسانی که در آن شور الهی ، نشاط معنوی ، جذبه خدایی و
ارزشهای انسانی موج زند ، آنچنانکه نمونهاش را مکرر در تاریخ مشاهده
کردهایم و انقلاب اسلامی نمونه روشن آن است .
این روشنفکران نمیتوانند تصور کنند که برای متعهد و
[١] مارکس و مارکسیسم / ص [٣]٩