استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩
رسالتش ، جهتگیریاش همه بر محور مستضعف دور بزند . و اگر فرهنگ اسلامی فرهنگ طبقه استضعافگر باشد آنچنانکه ضد اسلامها مدعی هستند ، علاوه بر آنکه رنگ طبقاتی خواهد داشت و بر محور یک طبقه خواهد گشت فرهنگی ارتجاعی و ضد بشری خواهد بود و بالضروره خدایی نخواهد بود . هیچ مسلمانی چنین نظریهای را نمیپذیرد و بعلاوه سراپای این فرهنگ بر خلاف آن شهادت میدهد . باقی میماند که بگوییم فرهنگ اسلامی فرهنگ جامع است . فرهنگ جامع یعنی فرهنگ بیطرف ، فرهنگ بیتفاوت ، فرهنگ بیمسؤولیت ، فرهنگ نامتعهد ، فرهنگ اعتزالی که میخواهد کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر واگذارد ، فرهنگی که میخواهد میان آب و آتش ، میان مظلوم و ظالم ، میان استثمارگر و استثمار شده آشتی دهد و همه را زیر یک سقف گرد آورد ، فرهنگی که شعارش این است که نه سیخ بسوزد و نه کباب . چنین فرهنگی نیز عملا یک فرهنگ محافظه کارانه و به سود طبقه استضعافگر و استیثارگر و استثمارگر است . همانطور که اگر یک گروه را بیطرفی و بیتفاوتی و بیمسؤولیتی و عزلت را پیش گیرند و در درگیریهای اجتماعی که میان غارتگر و غارتشده جریان دارد شرکت نجویند عملا از طبقه غارتگر حمایت کرده و دست او را باز گذاشتهاند ، یک فرهنگ نیز اگر روحش روح بی طرفی و بی تفاوتی باشد ، باید آن را عملا فرهنگ طبقه استضعافگر دانست . پس نظر به اینکه فرهنگ اسلامی فرهنگ بیتفاوت و بیطرف و یا طرفدار طبقه استضعافگر نیست ، باید آن را فرهنگ طبقه مستضعف بشماریم و خاستگاه ، پیام ، جهتگیری و مخاطبش را همه در حوزه و بر محور این طبقه بدانیم .