استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
بود . و حال آنکه ما اراده کردیم که بر همان استضعاف شدگان از ناحیه فرعون منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم و آنان را در زمین مستقر سازیم و به دست آنان به فرعون و ( وزیرش ) هامان آن را نشان دهیم که از آن حذر میکردند . میبینیم که جمله " « و نمکن لهم فی الأرض »" و جمله " « و نری فرعون و هامان ». . " . از آیه سوم ، عطف است به جمله " « أن نمن " از آیه دوم و متمم مفاد آن است و بنابراین این دو آیه را نمیتوان از یکدیگر مجزا ساخت . از طرف دیگر میبینیم محتوای جمله دوم از آیه سوم یعنی جمله " « و نری فرعون و هامان ». . . " مربوط است به محتوای آیه اول ، و سرنوشت فرعون را که در آیه اول جباریتهایش مطرح شده است مطرح کرده است ، پس آیه سوم را از آیه اول نمیتوان جدا کرد و چون آیه سوم عطف به آیه دوم و متمم آن است ، آیه دوم را نیز از آیه اول نمیتوان جدا کرد . اگر آیه سوم نبود یا در آیه سوم سرنوشت فرعون و هامان مطرح نشده بود ، ممکن بود آیه دوم را از آیه اول جدا کنیم و مستقل بگیریم و از آن یک اصل کلی استفاده کنیم ، اما پیوند جداناشدنی این سه آیه به یکدیگر مانع استفاده یک اصل کلی است . آنچه استفاده میشود این است که فرعون برتری جویی و تفرقهاندازی و استضعافگری و فرزندکشی میکرد ، در حالی که در همان وقت اراده ما بر آن قرار داشت که بر همان مردم تحقیر شده و مظلوم و محروم منت نهیم و آنها را پیشوایان و وارثان قرار دهیم ، پس "« الذین " در آیه اشاره به " معهود " است نه عام استغراقی . بعلاوه نکته دیگری در آیه هست و آن اینکه جمله "