استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
زیرا :
اولا در پیش ثابت کردیم که نظریه تطابق عناوین به اصطلاح روبنایی ایمان
و صلاح و تقوا با عناوین به اصطلاح زیربنایی استضعاف شدگی و محرومیت و
غارت شدگی ، از نظر قرآن صحیح نیست . از نظر قرآن ممکن است گروههایی
مؤمن باشند و مستضعف نباشند و ممکن است مستضعف باشند و مؤمن نباشند و
قرآن هر دو گروه را معرفی کرده است . البته همان طور که سابقا هم اشاره
کردیم در یک جامعه طبقاتی ، آنگاه که یک ایدئولوژی توحیدی مبنی بر
ارزشهای خدایی عدل و ایثار و احسان عرضه میشود ، بدیهی است که اکثریت
پیروان آن را مستضعفان تشکیل میدهند ، زیرا موانعی که در راه فطرت طبقه
مخالف هست در آنها نیست ، ولی هیچ گاه طبقه مؤمن منحصر به طبقه
مستضعف نیست .
ثانیا هر کدام از این دو آیه دو مکانیسم مختلف از تاریخ ارائه میدهند
. آیه استضعاف بستر و مسیر تاریخ را جنگ طبقاتی معرفی میکند و مکانیسم
حرکت را فشار وارده از ناحیه استضعافگران و روحیه بالذات ارتجاعی آن
طبقه و روحیه انقلابی استثمارشدگان به دلیل استثمار شدگی بیان میکند که
البته نتیجه نهاییاش پیروزی طبقه استضعاف شده است ، خواه از ایمان و
عمل صالح به مفهوم قرآنی بهرهمند باشد یا نباشد و فی المثل شامل مردم
استثمار شده ویتنام و کامبوج و غیره هم هست ، و اگر از وجهه الهی
بخواهیم مفاد آیه را توضیح دهیم باید بگوییم این آیه میخواهد اصل حمایت
حق از مظلوم که در قرآن آمده است ( « و لا تحسبن الله غافلا عما یعمل
الظالمون ») [١] یعنی عدل الهی را توضیح دهد و آنچه به مفاد آیه
[١] ابراهیم / [٤]٢