استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
اجتماعی و شرایط مادی کاسته میشود و به وارستگی و استقلال میرسد . منطق مستقل پیامبران ایجاب میکرده که پایبند سنن ، و عادات و تقالید نباشند و مردم را نیز از پیروی کورکورانه از آن سنن و تقالید رهایی بخشند . سادسا : آنچه در مورد استضعاف گفته شد نیز قابل قبول نیست ، چرا ؟ برای اینکه اولا قرآن در آیات دیگر خود با صراحت تمام سرانجام و سرنوشت تاریخ را - که ضمنا بستر تکامل تاریخ را نیز توضیح میدهد - به صورت و شکل دیگر بیان کرده است و آن آیات مفاد این آیه را - بر فرض اینکه مفادش آن باشد که گفته شد توضیح میدهد و تفسیر میکند و مشروط مینماید ، و ثانیا بر خلاف آنچه رایج و معمول است اساسا آیه استضعاف هیچ اصلی کلی بیان نکرده تا در مقام مقایسه با آیاتی که در این زمینه آمده نیازی به تفسیر و توضیح و احیانا مشروط شدن داشته باشد . این آیه مرتبط است به آیه پیش و آیه بعد از خودش . با توجه به آن دو آیه روشن میشود که این آیه در مقام بیان اصل کلی به گونهای که به آن استدلال شده نیست . پس بحث ما درباره این آیه در دو قسمت است : در قسمت اول فرض بر این است که این آیه را از دو آیه قبل و بعدش جدا کرده و از آن یک اصل کلی تاریخی استفاده کردهایم و آن را با آیات دیگری که اصلی تاریخی بر خلاف اصل مستفاد از این آیه بیان میکنند مقایسه میکنیم تا ببینیم از مجموع چه به دست میآید ، و در قسمت دوم بحث در این است که این آیه اساسا در مقام بیان اصل کلی تاریخی به گونهای که به آن استدلال شده نیست . اما قسمت اول : در آیاتی چند از قرآن سرانجام و سرنوشت