استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
اندک مطالعه و توجهی به روش پیامبران و اولیای خدا نشان میدهد که پیامبران بر خلاف مصلحان و یا مدعیان اصلاح بشری از فکر و عقیده و ایمان و شور معنوی و عشق الهی و تذکر به مبدأ و معاد آغاز میکنند . ترتیب سورهها و آیههای نازل شده قرآن که از چه مسائلی شروع شده و همچنین مطالعه سیره رسول اکرم ( ص ) که در سیزده سال مکه به چه مسائلی پرداخت و در ده سال مدینه به چه مسائلی پرداخت ، کاملا روشنگر مطلب است . خامسا : اینکه مخالفان پیامبران منطق محافظه کارانه داشتهاند امری طبیعی است . البته اگر از قرآن استنباط میشد که مخالفان پیامبران بلا استثناء . چنین منطقی داشتهاند معلوم میشد که مخالفان پیامبران همه از طبقه برخوردار و مرفه و استثمارگر بودهاند ، ولی آنچه از قرآن استنباط میشود این است که این منطق ، منطق سردمداران مخالفان بوده است که همان ملأ و مستکبرین بودهاند و آنها که به قول مارکس مالک کالاهای مادی جامعه بودهاند ، این کالای فکری را برای دیگر مردم صادر میکردهاند . و اینکه منطق پیامبران منطق تحرک و تعقل و بیاعتنایی به سنن و تقالید باشد ، باز هم طبیعی است و باید اینچنین باشد ، اما نه بدان جهت که محرومیتها و مغبونیتهای طبقاتی و استضعفاف شدگیها وجدان آنها را به این شکل میساخته است و این منطق ، انعکاسی قهری و طبیعی از محرومیتهای آنهاست ، بلکه بدان جهت که در انسانیت ، یعنی در منطق و تعقل و عواطف و احساسات انسانی ، به رشد و کمال رسیدهاند . و بعدا خواهیم گفت که بشر به هر اندازه در انسانیت به رشد و کمال برسد از وابستگیاش به محیط طبیعی و محیط