استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥

فرعون برود و به تذکر و بیداری فطرت او بپردازد و اگر مفید واقع نشد با او بستیزد . از نظر موسی ، فرعون انسانی را در درون خود اسیر کرده و به‌ بند کشیده و انسانهایی را در بیرون . موسی در درجه اول می‌رود اسیر درونی‌ فرعون را علیه فرعون بشوراند و در حقیقت می‌رود فرعون فطری را که یک‌ انسان و لااقل نیمه باقیمانده یک انسان است علیه فرعون اجتماعی - یعنی‌ فرعون ساخته شده در اجتماع - برانگیزاند « ( اذهب‌إلی فرعون‌إنه طغی فقل‌ هل لک‌إلی أن تزکی ٠ و أهدیک‌إلی ربک فتخشی ) »[١] .
قرآن برای هدایت ، ارشاد ، تذکر ، موعظه ، برهان ، استدلال منطقی ( به‌ تعبیر خود قرآن " حکمت " ارزش و نیرو قائل است . از نظر قرآن این‌ امور می‌توانند انسان را دگرگون سازند و مسیر زندگی او را تغییر دهند ، شخصیتش را عوض کنند و انقلاب معنوی در او ایجاد نمایند . قرآن نقش‌ ایدئولوژی و اندیشه را محدود نمی‌داند ، بر خلاف مارکسیسم و ماتریالیسم که‌ نقش راهنمایی و هدایت را محدود به تبدیل طبقه فی نفسه به طبقه لنفسه‌ می‌داند ، یعنی به وارد کردن تضادهای طبقاتی در خود آگاهی ، همین و بس .
ثانیا : اینکه گفته شد که مخاطب قرآن " ناس " است و " ناس " مساوی است با توده محروم ، پس مخاطب اسلام طبقه محروم است و ایدئولوژی‌ اسلامی ایدئولوژی طبقه محروم است و اسلام پیروان خود را و سربازان خود را منحصرا از توده محروم می‌گیرد نیز غلط است . البته مخاطب اسلام " ناس‌ " است ولی " ناس " یعنی انسانها ، یعنی عموم مردم . هیچ کتاب لغتی‌ و هیچ عرف


[١] نازعات / ١٧ - ١٩ ، ایضا طه / ٤٤ و [٤]٥