استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
شما جمله " « و یقیمون الصلوش » " را این طور تفسیر کردهاید :
" آنان برای تحقق ایمان خود ، آن پیوستگی را که در زبان مذاهب ، نماز
خوانده میشود بر پای میدارند " .
آنگاه چنین گفتهاید :
" این نشانه تنگ نظری و محدودنگری مفسرین و مترجمین است که کلماتی
از این قبیل را از معنای عام خود بازداشته و محدود و محصور ساختهاند ،
زیرا معنی " صلوش " از نظر لغوی آن نماز نیست ، نماز شکل خارجی این
پیوستگی و ارتباط بین عناصر انقلابی همراه و نمودهای برتر و قوانین حاکم
بر آفرینش است . . . قرآن با انتخاب این کلمه به یکی دیگر از اصول کلی
در همه انقلابات ، چه توحیدی و چه غیرتوحیدی ، توجه کرده ، منتها در
انقلاب توحیدی ، این اصول به نحو جالبتری خودنمایی میکند که به روزگار
غیب انقلاب ، باید بین عناصر انقلابی پیوستگی ، چه از نظر فکری و
ایدئولوژیکی و چه از نظر عملی و پایگاههای انقلابی و نحوه اجرای تاکتیکها
، حکمفرما باشد . . . دیدگاه باز کادر رهبری حزب توحیدی نه تنها لازمه
ایمان به غیب [١] را بر پای داشتن این پیوند و رابطه و مستحکمتر ساختن
هر چه بیشتر آن میداند ، بلکه میخواهد این رابطه از سطح عناصر مؤمن نسبت
به یکدیگر برتر آمده و در سطح آفرینش در رابطه خداوند و همه قوای وجود
مطرح گردد و به صورت نماز ، صورت خارجی یابد " .
اولا در کدام لغت و کدام تاریخ ، نماز ( صلوش ) به معنی
[١] غیب انقلاب .