استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠

تحت تأثیر جاذبه قوی اوست " در زمین دیگران خانه می‌سازد و به جای آنکه‌ کار خود کند کار بیگانه می‌کند " جامعه نیز چنین است ، جامعه مانند فرد ، روح و شخصیت دارد ، مانند فرد احیانا دچار تزلزل شخصیت و از دست‌ دادن هویت می‌گردد ، ایمان به خود را و حس احترام به ذات و کرامت ذات‌ را از دست می‌دهد و یکسره سقوط می‌کند . هر جامعه‌ای که ایمان به خویشتن و احترام به کیان ذات و کرامت ذات خویشتن را از دست بدهد محکوم به سقوط است . اقبال معتقد است که جامعه اسلامی در حال حاضر در برخورد با تمدن و فرهنگ غربی دچار بیماری تزلزل شخصیت و از دست دادن هویت شده است ، " خود " این جامعه و " خویشتن " اصیل این جامعه و رکن رکین شخصیت‌ این روح جمعی ، اسلام و فرهنگ اسلامی است ، نخستین کار لازمی که مصلحان‌ باید انجام دهند بازگرداندن ایمان و اعتقاد این جامعه به " خود " واقعی‌ او یعنی فرهنگ و معنویت اسلامی است و این است " فلسفه خودی " . اقبال در اشعار و مقالات و سخنرانیها و کنفرانسهای خود همواره کوشش‌ دارد مجدها ، عظمتها ، فرهنگها ، لیاقتها ، شایستگیهای این امت را به‌ یاد او آورد و بار دیگر او را به خودش مؤمن سازد . اینکه اقبال ، قهرمانان اسلامی را از لابلای تاریخ بیرون می‌کشد و جلو چشم مسلمانان قرار می‌دهد به همین منظور است . از این رو اقبال حق عظیمی بر جامعه اسلامی‌ دارد . اقبال اندکی مانند سید جمال ، و نه در حد او ، شعاع اندیشه و فعالیتهای‌ اصلاحی‌اش از مرزهای کشور خودش گذشته و کم و بیش در همه جهان اسلام اثر گذاشته است . نقصی که در کار اقبال است عمده در دو چیز است : یکی