استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩

است ، به خاطر قالب پیدا کردن اندیشه و عمل است . پس کار اول این‌ است که قالب یا قالبها را بشکنیم . آنگاه این مسأله مطرح شده است که‌ اسلام دین جوانان است و جوان قالب شکن است پس اسلام دین قالب‌شکنی است‌ . سپس سخن به مسأله رهبری که اکنون مورد بحث است کشیده شده است و از رهبری سنتی آغاز شده است . در آن مقاله چنین آمده است : " از رهبری سنتی که پاسدار بنیادهای فرهنگی است کاری ساخته نیست چرا که طی دو قرن تمام عرصه‌های اندیشه را از او گرفته‌اند و هنوز نیز می‌گیرند ، و این رهبری گاهی مقاومتکی کار پذیرانه می‌کند و تسلیم می‌شود . در میان‌ این رهبری البته سید جمال ، مدرس و . . . خمینی و طالقانی و . . . به‌ وجود آمدند اما اینها را نیز پیش از آنکه دشمنی از پا درآورد ، همین‌ رهبری سنتی عاجز کرده و می‌کند . اینها دوستانند و باید بدانها یاری رساند و از آنها یاری گرفت " . قطعا این دوست عزیز نادیده اجازه خواهد داد نقدی علمی از گفتار ایشان‌ بشود ، و ما نیز به نوبه خود آماده‌ایم که اگر ضعفی در گفتار ما مشاهده‌ کردند تذکر دهند ، از تذکرات ایشان خوشوقت خواهیم شد . اولا گویا دوست عزیز ما پنداشته است که لازمه حرکت و جنبش این است‌ که هیچ ثباتی در کار نباشد . ایشان توجه نفرموده‌اند که اگر حرکت باشد و هیچ گونه ثباتی نباشد هرج و مرج است نه تکامل . قرآن که هدایت و حرکت‌ و تکامل را تعلیم می‌دهد ، صراط مستقیم را هم تعلیم می‌دهد . انسان در صراط مستقیم حالت پویایی دارد ، اما خود صراط مستقیم چطور ؟ آیا صراط مستقیم‌ هم پویاست و