استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
جهان ، علوم ریاضی جهان ، علوم طبیعی جهان ، علوم انسانی جهان ، علوم
فلسفی جهان ، حقوق و ادبیات و . . . خدمتی کردهاند یا نکردهاند ، که
البته کردهاند .
اما میگویم اگر فقه ما را ، فلسفه ما را ، عرفان و سیر و سلوک ما را ،
اخلاق و فلسفه زندگی و فلسفه تعلیم و تربیت ما را ، تفسیر ما را ، حدیث
ما را ، ادبیات ما را ، حقوق ما را باید قبول کرد و پذیرفت ، باید فقیه
شد ، یا فیلسوف شد ، یا عارف و سالک شد و یا . . . و اگر هم باید نفی
کرد و طرد نمود باز هم باید آنها را آموخت و فهمید و هضم کرد و آنگاه به
رد و طرد و نفی آنها پرداخت . این صحیح نیست که یک فرد غیر وارد که
اگر یک کتاب فقه یا فلسفه را به دستش بدهند نمیداند از راست بگیرد یا
از چپ ، پیشنهاد رد و طرد بدهد .
آنگاه چنین گفتم : ما فعلا نهضتی داریم موجود . هر نهضت اجتماعی باید
پشتوانهای از نهضت فکری و فرهنگی داشته باشد و اگر نه در دام جریانهایی
قرار میگیرد که از سرمایهای فرهنگی بر خوردارند و جذب آنها میشود و
تغییر مسیر میدهد ، چنانکه دیدیم گروهی که از سرمایه فرهنگی اسلامی بیبهره
بودند چگونه مگسوار در تار عنکبوت دیگران گرفتار آمدند [١] . و از
طرف دیگر هر نهضت فرهنگی اسلامی که بخواهد پشتوانه نهضت اجتماعی ما
واقع شود باید از متن فرهنگ کهن ما نشأت یابد و تغذیه گردد نه از
فرهنگهای دیگر . اینکه ما از فرهنگهای دیگر ، مثلا فرهنگ مارکسیستی یا
اگزیستانسیالیستی و امثال اینها قسمتهایی التقاط کنیم و روکشی از اسلام بر
روی آنها بکشیم برای اینکه نهضت ما را در مسیر اسلامی هدایت کند کافی
نیست . ما باید فلسفه اخلاق ، فلسفه تاریخ ، فلسفه
[١] [ مقصود سازمان مجاهدین خلق است که از اسلام به مارکسیسم تغییر ایدئولوژی داد ] .