استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
و دهها آیات دیگر امثال اینها . اینها همه مسائلی است مربوط به آنسوی مرز ، چگونه ما از راه طبیعتشناسی به معرفت این مسائل نائل میگردیم ؟ طبیعتشناسی قطعا و مسلما ما را به علم و قدرت و حکمت آفریننده جهان آگاه میکند ، اما در همین جهت نیز حداکثر این است که ما را واقف میسازد به اینکه آفریننده جهان به کارهایی که در طبیعت انجام میدهد آگاه است و بر آنها تواناست « ( الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر ) »، ولی قرآن در این جهت نیز معرفتی بالاتر از ما میخواهد و آن اینکه او بر همه چیز بلا استثنا آگاه است و بر همه چیز بلا استثنا تواناست « ( و هو بکل شیء علیم و هو علی کل شیء قدیر ) »، چگونه از راه مطالعه در مخلوقات که به هر حال محدودند ، به علم نامتناهی و قدرت نامتناهی واقف میشویم ؟ حقیقت این است که مطالعه طبیعت ما را تا مرز ماوراء طبیعت رهبری میکند ، این راه جادهای است که تا مرز ماوراء طبیعت کشیده شده است و در آنجا پایان مییابد و فقط نشانی مبهم از ماوراء طبیعت میدهد . یعنی حد اکثر اثر مطالعه طبیعت این است که بر ما روشن میکند طبیعت مسخر و مقهور قوه یا قوههای مدیر و مدبر و شاعر است ، اما اینکه خود آن قوه از جایی آمده است یا نه ؟ آیا ازلی و ابدی است ؟ آیا واحد است یا کثیر ؟ بسیط است یا متجزی ؟ جامع همه صفات کمال است یا نه ؟ علم و قدرتش متناهی است یا نامتناهی ؟ آیا قدوس است و در حد اعلای تنزیه است و هر گونه نقص از او مسلوب است یا نه ؟ آیا به هر طرف که برویم و به هر سوکه بنگریم به طرف خدا رفتهایم و به سوی او نگریستهایم ؟ آیا او اول همه و آخر