استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١

ص ٥٦ ، می‌گوید ( پس از تقسیم شدن جامعه به دو طبقه ) نظام اجتماعی‌ای‌ که در آن طبقه‌ای جز " خودش " هیچ ندارد ، نه زمین ، نه آب ، نه آبرو ، . . . نه اخلاق ، نه شرافت ، نه هنر ، نه حق ، نه حقیقت ، نه دین و نه‌ دنیا . اینها همه محصول زمین‌اند . . . و لا جرم در انحصار طبقه‌ای که مالک‌ این منابع تولید . . . " . چرا با فقد مالکیت حتی فقد اخلاق و دین و حق‌ و حقیقت هم هست ؟ چرا همه اینها محصول مالکیت در زمین‌اند ؟ علی‌ القاعده نقطه مقابل یعنی طبقه قابیلی صاحب همه فضیلتهاست حتی دین و اخلاق . می‌گوید : " طبقه قابیلی فرصت معنویات دارد بر خلاف طبقه هابیلی " . این مطلب در ادبیات صحیح است ولی در اخلاقیات مذهبی صحیح نیست . رشد اخلاقیات مذهبی در محیطهای محروم کمتر از محیطهای مرفه نیست . خود نویسنده بعدا می‌گوید مذهب برای طبقه قابیلی وسیله فریب و کسب منفعت‌ است . ص ٥٧ ، می‌خواهد به اصطلاح با یک علل علمی ثابت کند که تنها عاملی که‌ این دو طبقه را با روحیات مخالف به وجود آورده و آن را سعید و این را شقی کرده ، رفاه و محرومیت است و در محیط اشتراک اولیه که پدر و مادر و محیط و شغل و مذهب یکی است عاملی برای اختلاف اخلاقی وجود ندارد ، ولی‌ اولا در اینجا به یک جبر مادی می‌گراید و عامل انتخاب اگزیستانسیالیتسی‌ را که خود معتقد است نادیده می‌گیرد ، ثانیا عامل بیولوژیکی را و شرایط متغیری که سبب اختلاف فرزندان یک پدر و مادر می‌شود نادیده می‌گیرد ، به‌ همان دلیل که قیافه و شکل و اندام دو فرزند هیچ گاه یکی نیست ، فرزندان‌ یک پدر و مادر در یک محیط هیچ گاه مانند دو قطعه فلز ساخت یک کارخانه‌ نیستند که از هر جهت مشابه و متحد الخاصیة