استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠

که انسان میان دو قطب است از لجن تا خدا و یا یک سرش شیطان است و یک سر خدا ، معلوم می‌شود انسان بین عقل و خدا یکی را باید انتخاب کند ، این همان نظریه مسیحی است در ضدیت عقل با دین . در صفحات ٥٢ - ٥٤ فلسفه تاریخ را بر اساس تضاد دیالکتیکی توجیه می‌کند و با تأویل مسخره‌ای داستان هابیل و قابیل را در قرآن " فلسفه تاریخ " می‌خواند و هابیل را نماینده عصر اشتراک اولیه و دامداری و قابیل را نماینده عصر کشاورزی و مالکیت فردی می‌خواند ، تأویلاتی شبیه تأویلات عرفا که به انکار از توجیه شبیه‌تر است . ص ٥٤ ، مدعی می‌شود که در دوره اشتراک اولیه دین هم نبود ، و از آنچه‌ در صفحه ٥٣ و ٥٤ گفته معلوم می‌شود اصل پیدایش مذهب را - همان‌طور که‌ کمونیستها می‌گویند - خدعه‌ای می‌داند که مالکین آن را ابداع کرده‌اند . ص ٥٥ ، زمین را جزو صنعت می‌شمارد ! ص ٥٥ ، فرض می‌کند که " در جامعه اشتراکی اولیه ، جامعه همچون دسته‌ای‌ از پرندگان مهاجر هماهنگ و هم‌آواز در سینه صحراها و در کرانه رودها و ساحل دریا در حرکت بود . . " . آیا در آنوقت مسئله دیگر ، مخصوصا مسئله زن مطرح نبود ؟ آیا در زن هم اشتراک بود و نویسنده آن را هم تأیید می‌کند ؟ آیا در قبیله ریاست و مرئوسیت نبود ؟ آیا احساس برتری طلبی و تقدم نبود ؟ آیا حسادت از نظر محبوب بودن یک جوان برای زنها و از نظر عملیات قهرمانانه جنگی در کار نبود ؟ نویسنده کور کورانه از منطق‌ مارکسیستها پیروی کرده است . اینها تاریخ نیست ، فرضیه و فلسفه است و هیچ دلیلی بر آنها نیست ، بلکه دلائل عقلی و فلسفه بر خلاف آن است .