استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦

تلقی همه وجود به صورت یک کل و یک اندام زنده شاعر و با اراده دارای‌ احساس و هدف ، و جهان‌بینی شرک عبارت است از تلقی جهان به صورت‌ مجموعه‌ای ناهماهنگ ، پر از تفرقه و عدم تجانس . کسانی که اندیشه را و وجدان عقلی را تابع وجدان اجتماعی می‌دانند ، توحید را انعکاس روح در یک جامعه یک قطبی و شرک را انعکاس فکری یک‌ روح در یک جامعه چند قطبی می‌دانند ، هر گونه اصالت را از وجدان عقلی‌ می‌گیرند ، نظریه این کتاب تقریبا همین نظریه است . ایراد بالاتر این است که جهان را در کل خودش - خدا و همه مخلوقات - دارای هدف و حرکت و تکامل می‌داند . این با اندیشه‌های چینی و هندی شاید سازگار است نه با اسلام ، در اسلام خدا خود هدف است و غایت هر حرکت نه‌ شی‌ء متحرک و هدف‌دار . در سراسر قرآن این نکته به چشم می‌خورد . می‌گوید خدا برای جهان نظیر شعور است برای انسان ( حق جان جهان است و جهان همچو بدن ) ، می‌گوید : " جهان‌بینی توحیدی یک وحدت کلی را در وجود نشان‌ می‌دهد میان سه اقنوم : خدا ، انسان ، طبیعت ، زیرا منشأ ( ! ) یکی است‌ ، همه یک جهت دارند ( حتی خدا ) و همه با یک روح و یک اراده حرکت و حیات دارند ( ! " . این بیانات نفی خدای غنی علی الاطلاق و غایت علی الاطلاق و کامل علی‌ الاطلاق است . ص ٣٦ ، تقسیم به غیب و شهادت را نسبی فرض می‌کند نسبت به انسان ( از قبیل درون یک خانه که برای یک انسان غیب است و برای دیگری شهادت‌ ) و حال آنکه تقسیم به دو عالم غیب و شهادت مربوط به دو نحوه از وجود است و غیب و باطن بودن خدا